ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦ - ٢ - حماقت ناشى از خود خواهى كوته بينانه ( منت گذاشتن به خدا و پيغمبر كه ما مى خواهيم انسان شويم )
مشغول ساخت تا گورها را ديدار كرديد ) ( وَأَنْفِقُوا فِي سَبِيلِ الله وَلا تُلْقُوا بِأَيْدِيكُمْ إِلَى التَّهْلُكَةِ ) [١] ( و انفاق كنيد در راه خدا و خود را با دست خود به هلاكت نيندازيد . ) و نه مشاهدهء نتايج فاسد كنندهء فرد و اجتماع كه قابل مشاهدهء هر انسان آگاه بود . مگر اين اصل - < شعر > ساقى بجام عدل بده باده تا گدا غيرت نياورد كه جهان پر بلا كند < / شعر > حافظ فرا گير همهء دورانهاى تاريخ اقتصاد بشرى نبوده است مگر ابو ذر ، حكام زمان خود مانند معاويهها را تذكرات نمى داد .
٢ - حماقت ناشى از خود خواهى كوته بينانه ( منت گذاشتن به خدا و پيغمبر كه ما مى خواهيم انسان شويم ) به دين اسلام گرويده بودند ، ولى به خدا و پيامبر منت مى گذاشتند ( يَمُنُّونَ عَلَيْكَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَيَّ إِسْلامَكُمْ بَلِ الله يَمُنُّ عَلَيْكُمْ أَنْ هَداكُمْ لِلإِيمانِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ ) [٢] ( بر تو منت مى گذارند كه اسلام آوردهاند بگو اسلامتان را بر من منت نگذاريد ، بلكه خدا بر شما منت مى گذارد كه شما را به ايمان هدايت كرده است اگر راستگو باشيد . ) آيا اعجازى بالاتر از اين كه يك انسان كامل در ميان جمعى با داشتن با عظمتترين اخلاق زندگى كند و آن جمع گرويدن به اصول و ارزشهاى والاى انسانى را به رخ آن انسان بكشند و به او منت گذارند كه ما وارد گروه تو شديم يعنى ما به خاطر تو و براى اين كه سخن ترا به زمين نيندازيم ، خودمان را آمادهء پذيرش اسلام تو كرديم
[١] . البقرة ، آيه ١٩٥ .
[٢] . الحجرات ، آيه ١٧ .