ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٠ - طاوس
بعضىها ابراز نمودهاند ، نيست [ اگر خوب بنگرى ] نايهاى آن همانند شانه هايى از نقره و آن دايرههاى شگفت انگيز مانند خورشيدها است كه بر آنها روييده است همانند طلاى خالص و قطعههاى زبرجداگر بخواهى اين حيوان زيبا را به آنچه كه زمين مى روياند تشبيه كنى ، بايد بگويى : گلهايى است بهارى كه از محلّهاى آراسته مختلف چيده شده استو اگر بخواهى به لباسها تشبيه نمايى - مانند حلَّههاى آراسته يا مانند جامههاى زيبا از برد يمانى استو اگر به زيورها تشبيهش كنى مانند نگينهاى رنگارنگ انگشتريها است كه دورادور آن را نقرهء مزين گرفته استراه رفتن اين حيوان ، شادان و خرامان و با حالت تكبر است دم و بالهاى خود را با دقت و كاوش مى نگردو با مشاهدهء پيراهن نگارين و الوان زيباى خود خنده سر مى دهدو در آن هنگام كه به پاهايش مى نگرد ، صدايى ناله مانند بر مى آورد و چونان جاندارى كه پناه جويى خود را آشكار مى كند ، فرياد او به صدق احساس دردش گواهى مى دهد زيرا پاهايى سياه رنگ و زشت و نازك دارد مانند پاهاى خروس خلاسى [١] و در پشت گردن اين حيوان كاكلى ( موى دور سر ) سبز رنگ با نقشى زيبا و نگارين سر زده است نقطهء آغازين گردنش مانند ابريقى است كشيده و جايگاه فرو رفتنش تا به شكم مانند رنگ وسمهء يمانى سبز مايل به سياهى است ، يا مانند ابريشمى كه بر روى آينهء صيقلى پوشانده شده استو گويى خود را با يك مقنعهء سياه پوشيده و بقدرى تازه و با طراوت و درخشان است كه گويى سبزى تند و شادابى به او در آميخته استو با شكاف گوش اين حيوان خطى است مانند باريكهء نوك قلم در رنگ گل بابونه كه با سفيدى خود در ميان سياهى محل مى درخشدو كمتر رنگى است كه طاوس نصيبى
[١] . خروس خلاسى نوعى از خروسها است كه از مرغان هندى و فارسى متولد مى شود و از طرف ساق پاى او خارى كه پنهانست مى رويد همان خارى كه در پاى خروسان مى رويد . نقل از منهاج البراعة ، مرحوم محقق خوئى ، ج ١٠ ، ص ٦٢ .