ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٢ - ( اندكى از اخبار عثمان بن عفان
فرمود [ از طرابلس غربى تا طنجه ، به عبد اللَّه بن ابى سرح داد ] بدون اين كه احدى از مسلمين را در آن شريك بدارد . و در همان روز كه به مروان بن الحكم صد هزار از بيت المال داد دويست هزار هم از بيت المال به ابو سفيان بن حرب داد كه دخترش ام ابان را به او تزويج كرده بود ، زيد بن ارقم با كليدهاى بيت المال به دست نزد عثمان آمد و آنها را در مقابل عثمان قرار داد و گريه كرد ، عثمان گفت : گريه مى كنى كه من صلهء رحم كردهام زيد بن ارقم گفت : نه ، براى آن گريه نمى كنم . ولى براى آن گريه مى كنم كه تو اين مال را عوض آن مالى كه در زمان رسول خدا ( ص ) در راه خدا خرج كردى ، اخذ نمودى .
سوگند به خدا ، اگر به مروان صد درهم هم مى دادى ، باز براى او زياد بود ، عثمان گفت : اى پسر ارقم كليدها را بينداز زمين ، ما براى اين كليدها كسى غير از تو را پيدا خواهيم كرد .
ابو موسى اموال فراوان [ يا پرقيمتى ] را از عراق آورد و همهء آنها را در ميان بنى اميه تقسيم كرد و دخترش را به حارث بن ابى الحكم تزويج كرد و صد هزار از بيت المال نيز به او داد بعد از آنكه زيد بن ارقم را از خزانه دارى بر كنار كرده بود . به اين قضايا امور ديگرى اضافه شد كه مسلمانان به او بد بين شدند مانند تبعيد ابى ذر رحمة اللَّه عليه به ربذه و عبد الله بن مسعود را بقدرى زد كه دنده هايش شكست و كنار رفتن او از راه عمر در اقامهء حدود و برگرداندن آنچه كه به ظلم گرفته مى شد و مانع شدن از دستهاى تجاوزگر و كسانى كه خود را براى مديريت سياسى رعيت نصب مى نمودند و در پايان كارنامه اى از عثمان پيدا كردند كه به معاويه نوشته و در آن ، دستور به كشتن گروهى از مسلمانان داده بود و گروه كثيرى از مدينه با گروهى كه از مصر آمده بودند نزد او آمدند كه حوادثى را كه به وجود آورده است براى او بشمارند ، او را كشتند .
اصحاب ما ( معتزله ) از انتقاداتى كه به عثمان شده است ، پاسخهايى دادهاند كه