ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٧ - ذات اقدس خداوندى فوق هر گونه حد و اندازه است
بررسى جدى قرار مى دهند - [١] و هم متفكران غرب ، مانند قديس انسلم ، رنه دكارت ، لايب نيتز و غيره هم ، همين قضيه است كه انسان در حال اعتدال مغزى و روانى ، مى تواند مفهوم خداوند واجب الوجود را كه جامع همهء كمالات است دريابد . و اين مفهوم يك حقيقت مثبت است . براى تصديق صحت چنين دريافت ، باز رجوع مى كنيم به درون خودمان ، ما يك حقيقت را به عنوان زيبايى در درون خود درك مى كنيم كه قابل تطبيق
[١] . در دعاى صباح از على ( ع ) چنين آمده است ) * : يا من دلّ على ذاته بذاته ) * ( اى خداوندى كه با ذات اقدسش به ذات خود دلالت مى كند . ) در دعاى ابو حمزهء ثمالى چنين آمده است ) * : بك عرفتك و انت الَّذى دللتنى عليك و لو لا أنت ما أدر ما أنت ) * ( با تو ، ترا شناختم و تويى كه مرا به خود راهنمايى فرمودى و اگر تو نبودى ، من نمى دانستم تو كيستى ) محقق والا مقام آية اللَّه مرحوم آقاى حاج شيخ محمد حسين اصفهانى معروف به كمپانى در كتاب تحفة الحكيم چنين گفته است : ١ < شعر > . ما كان موجودا بذاته بلا حيث هو الواجب جلّ و علا ٢ - و هو بذاته دليل ذاته أصدق شاهد على أثباته ٣ - يقضى بهذا كلّ حدس صائب لو لم يكن مطابق للواجب ٤ - لكان أمّا هو لامتناعه و هو خلاف مقتضى طباعه ٥ - أو هو لأفتقاره ألى السّبب و الفرض فرديّته لما وجب ٦ - فالنّظرا الصّحيح فى الوجوب يفضى ألى حقيقة المطلوب < / شعر > ١ - آنچه كه ذاتا ( بدون وابستگى به چيزى ) موجود است اوست واجب الوجود خداوند جل و علا ٢ - آن موجود برين با ذات خود دليل وجود خويشتن است . اين دلالت راست و درستترين شاهد است براى اثبات خداوندى . ٣ - هر حدس صحيح ( از انسان عاقل و هشيار ) حكم مى كند كه اگر حقيقت قابل انطباق براى مفهوم واجب الوجود ، هستى نداشته باشد . ٤ - يا بجهت اين است چنين حقيقتى ذاتا محال است ، در صورتى كه اين تصور در بارهء خداوند خلاف مفهوم اوست . ٥ - يا بدانجهت است كه احتياج به علت دارد ، فرض اين است كه مورد دريافت ما حقيقتى است واجب الوجود كه از علت بىنياز است يا تصور علت براى او محال است . ٦ - پس يك نظر و توجه صحيح به مفهوم كمال مطلق ، ( واجب الوجود ) كه خدا است ، ما را به حقيقت مطلب كه وجود آن ذات اقدس است مى رساند . ) .