ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٦ - ذات اقدس خداوندى فوق هر گونه حد و اندازه است
ذات اقدس خداوندى فوق هر گونه حد و اندازه است هر مقوله اى كه به مادّه و ماديات نسبت داده شود و از مختصات آنها باشد ، خداوند فوق آنها است . دو مقوله كمّيّت و كيفيت و حد و اندازه بهر معنى كه در نظر گرفته شوند ، از صفات ماده و ماديات هستند ، و اسناد آنها به خدا ، خلاف مفهوم واجب الوجود است . ممكن است گفته شود : اغلب اوقات ، وقتى كه سخن از خداوند به ميان مى آيد ، سلب امورى كه قابل اسناد به خدا نيست ، به عنوان تعريف يا توصيف مطرح مى گردد .
مانند اين كه خداوند جسم نيست ، متحرك و يا ساكن نيست . كميت و كيفيت ندارد ، رنگ و وزن و زمان و مكان ندارد و غير ذلك ، در صورتى كه نفى يك عده امور از يك ذات مفهوم ، هويت آن را تعيين و توصيف نمى كند . پاسخ اين سؤال روشن است .
اولا يك پاسخ نقضى ، به نفس يا « من » يا « ذات » يا « شخصيت » آدمى وجود دارد كه هيچ كس تاكنون در وجود آن ترديد و انكارى نداشته است ، و بديهىترين دليل براى اثبات وجود نفس يا . . . لزوم مديريت مجموعهء اعضاء و اجزاء و نيروها و استعدادها و فعاليتها و پديدههاى وجود آدمى است كه با كمال نظم و قانون به وجود خود ادامه مى دهند با اين حال هيچ يك از مقولههاى عالم ماديات در آن ، جريان ندارد . در عين حال حقيقت يا مفهوم همهء آنها را در مى يابد ، مانند كميت ، كيفيت ، رنگها ، اشكال ، اوزان ، حركت ، سكون و غير ذلك و اين كه نفس آدمى از ناحيهء اين امور مشمول هيچ گونه حد و اندازه و تشخصات مادى نيست ، مورد قبول همهء مكاتب است . ثانيا ، پاسخ حلَّى اعتراض است ، بيان اين پاسخ چنين است كه هر انسانى بدون استثناء [ بشرط اين كه از مغز و روان معتدل برخوردار باشد ] اگر بخواهد مى تواند مفهومى را به عنوان خدا ( واجب الوجود كه داراى همهء كمالات است ) دريافت نمايد . و مى دانيم كه اساسىترين مقدمهء برهان وجوبى [ يا كمالى ] كه هم متفكران شرقى آن را مورد قبول يا