ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٥ - اوست داناى مطلق به همهء اشياء آشكار و پنهان ، جزئى و كلى
اوست داناى مطلق به همهء اشياء آشكار و پنهان ، جزئى و كلى علم خداوندى به همهء اشياء چه آشكار و چه پنهان ، جزئى و كلى ، متحرك و ساكن ، گذشته و حال و آينده ، يكى از اولين حقايق علوم الهى است . در بارهء ماهيت اين علم و چگونگى آن ، ميان حكماء اختلاف نظر وجود دارد . بعضىها گفتهاند : علم خداوندى به اشياء ، علم حضورى است ، يعنى او به ذات خود عالم است ، پس به همهء اشياء عالم است .
اين نظريه كه بعضى از عرفاء و حكماء بيان كردهاند ، مورد نقد بعضى از صاحبنظران قرار گرفته است . استدلال آنان چنين است كه حضور اشياء در ذات ، بدان جهت كه از مقولهء علم حصولى ( انعكاس صور از عالم خارجى عينى ) نيست ، لذا بايد گفت : ذات همهء اشياء در ذات خداوندى وجود داشته است و بديهى است كه وجود اعيان اشياء متكثر و متنوع در ذات خداوندى موجب تكثر و تنوع در آن ذات اقدس مى باشد پاسخ اين اعتراض را مى توان به اين ترتيب داد كه نسبت معلومات خداوندى بر ذات اقدس او ، شبيه به نسبت معلومات و دريافت شدههاى ما به ذات ما است كه نه با علم حضورى به معناى خاص آن است و نه با علم حصولى تصويرى و انعكاسى است كه تنها در موقع ورود به ذهن آگاه بوجود مى آيد . با اين نظريه ، موردى براى اعتراض فوق نمى ماند .
٢٠ ، ٢٣ - تعالى عمّا ينحله المحدّدون من صفات الأقدار ، و نهايات الأقطار و تأثّل المساكن و تمكَّن الأماكن ، فالحدّ لخلقه مضروب ، و ألى غيره منسوب ( آن ذات اقدس با عظمتتر است از آن صفات محدود كنندهء بوسيلهء اندازهها و نهايت قطرها كه محدود كنندگان به او نسبت مى دهند و بالاتر است از اتخاذ مسكنها و جاىگرفتن در قرارگاهها ، زيرا حدّ و اندازه براى مخلوقات او زده شده و منسوب به غير آن مقام اعلاى ربوبى است . )