ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١١ - چون وجود خداوندى فراسوى حركت و زمان است ، لذا هيچ يك از مختصات زمان به او نسبت داده نمى شود
< شعر > اين سبب را آن سبب عامل كند بازگاهى بى پر و عاطل كند و ان سببها كانبيا را رهبر است آن سببها زين سببها برتر است اين سبب را محرم آمد عقل ما و ان سببها راست محرم انبياء اين سبب چه بود بتازى گورسن اندر اين چه اين رسن آمد به فن گردش چرخ اين رسن را علتست چرخ گردان را نديدن زلَّتست اين رسنهاى سببها در جهان هان و هان زين چرخ سرگردان مدان تا نمانى صفر و سرگردان چو چرخ تا نسوزى تو ز بىمغزى چو مرغ باد آتش مى شود از امر حق هر دو سرمست آمدند از خمر حق آب حلم و آتش خشم اى پسر هم ز حق بينى چو بگشاى نظر < / شعر > مولوى اين تحقيق بسيار عالى كه مولوى در بارهء قانون عليت آورده است ، هيچ قابل مقايسه با گفتار ساده لوحانهء دويد هيوم در بارهء همين قانون ( عليت ) نمى باشد كه بنا به نقل برتراند راسل وقتى كه از وى پرسيدند : پس چرا از هر چيزى ، هر چيزى صادر نمى شود پاسخ بدهد كه من نمى دانم ٤ ، ٥ - ليس لأوّليّته ابتداء و لا لأزليّته انقضاء هو الأوّل و لم يزل و الباقى بلا أجل ( براى اوليت او آغازى نيست و براى ازليت او انقراضى نه . اوست اول و پايدار و پايندهء بىمدت ) چون وجود خداوندى فراسوى حركت و زمان است ، لذا هيچ يك از مختصات زمان به او نسبت داده نمى شود .
مفاهيمى از قبيل آغاز ، انجام ، وسط ، گذشته ، حال ، آينده ، تدريج ، تقدم ، تأخر و . . . به هيچ وجه به خدا نسبت داده نمى شود .
< شعر > لا مكانى كه در او نور خداست ماضى و مستقبل و حالش كجاست < / شعر >