ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦٢ - در مكَّه به دنيا آمد و در مدينه صدايش گسترش يافت
تكاملى در آن حضرت به وجود نياوردند . گاهى مى شود مهاجرت از زادگاه و از وطن ، معلول ناهنجارى محيط زندگى و عدم درك مردم زادگاه و امثال اين عوامل نيز باشد .
اين علت هم نمى تواند تفسير كنندهء كامل هجرت پيامبر به مدينه بوده باشد ، اگر چه مى تواند يكى از عوامل جنبى قضيه هجرت شمرده شود . بهر حال براى تفسير و توجيه نهايى ظهور اسلام در عربستان و اين كه آيا چنين پديده اى مانند يك پديدهء طبيعى جبرى بود كه مى بايست در آن دوران انجام بگيرد ، اگر چه حرفهاى زيادى زده شده است ، ولى عظمت غير عادى حادثه و مخصوصا سرعت و عدم آمادگى محيط براى بروز آن و موانع شديدى كه سر راه نفوذ و گسترش اسلام وجود داشت ، همهء آن سخنان و تئوريها را باطل مى سازد زيرا اولا - مشابه همان زمينهها را كه بعضى از تحليلگران مادى ظهور اسلام ، مانند ديگر حوادث ، بعنوان علت بروز اسلام به ميدان مى كشند ، از قرنها پيش در عربستان و نقاط ديگر روى زمين نيز وجود داشت كه مى بايست با نهضت و قيام يك يا چند شخصيت نيرومند ، رو به اصلاح و ترقى مادى و معنوى برود و خود را نجات بدهد .
آيا به راستى انقراض تمدنهايى كه باعث احياى جوامع خود بودهاند ، و از بين رفتن آنها موجب سقوط آن جوامع مى گشت بروز چنين شخصيتها و مكتبهايى را اقتضاء نمى كرده است قطعا چنين است و انسانهايى از نسل همان به وجود آورندگان و بر پا دارندگان تمدن ، با اشتياق به داشتن آن ، وجود داشتند ، و محيط طبيعى آنها نيز از بين نرفته بود .
ثانيا - غالبا آن گونه زمينههاى مادى كه براى به وجود آمدن انقلابها و بروز ساختار جديد اجتماعى ، بعنوان علت جبرى در مجراى جبر تاريخ منظور مى دارند ، محال است از عهدهء ظهور مكتبى با تصديق همهء اديان الهى پيشين و اصول و قوانين اقتصادى ، حقوقى فقهى ، سياسى ، اخلاقى ، اجتماعى و فرهنگى به معناى عام آن برآيد . و همه مى دانيم كه اسلام در طول قرون و اعصار متمادى در بارهء ارائه ارزشهاى اصول و قوانين