ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٢ - آن اندازه كه انسان كامل در وجود و زندگى و حركات و سكنات خود ارزشها را براى افراد بشر مى آموزد و آنانرا تربيت مى نمايد ، از عهدهء قوانين و پند و اندرزها و ديگر وسائل توجيه كننده بر نمى آيد و بالعكس ، هيچ سخن و عاملى براى سقوط جامعه مانند وجود تبهكاران آزاد مؤثر نيست
ببر و پلنگ و اژدها را . از طرف ديگر پند و اندرزها اگر چه با دلهاى مردم سر و كار دارد و در طول تاريخ آثارى هم داشته است ، ولى به جهت احتياج تأثير به تحريك قطبنماى درون آدمى كه وجدان ناميده مى شود ، نتوانسته است تاكنون بعنوان اصول الزامى و ضرورى ، بشريت را بطور جدى و فراوان نجات بدهد . آنچه كه تأثير زيادى تا پيش از دوران ( علمگرايى و صنعت پرستى و سود جويى و لذت خواهى كه بشريت را به قول بعضى از وارستگان دانشمند : تا حد مسخ شدن رسانده است ) داشته وجود شخصيتهاى كمال يافته بوده است . مشاهدهء انسانهايى كه در راه احترام به ارزشها ، جان خود را از دست دادهاند و يا به زجر و مشقتهاى فراوان تن دادهاند ، بيش از هر اصل و قانون حقوقى و پند و اندرز ، انسانهاى با ارزش را ساخته و براه انداخته است . دليل عمدهء اين امتياز كه شخصيتهاى سالك راه حق و حقيقت آن را دارند اينست كه ارزشها در وجود آنان ، عملا تجسّم پيدا مى كنند . اگر يك صد مجلد كتاب در بارهء تواضع و فروتنى و ارزش آن ، مورد مطالعه و تحقيق قرار بگيرد و حتى لذت بسيار فراوان از آن مطالعه و تحقيق نصيب ما گردد ، آن اثر را ندارد كه با چشمان خودمان مشاهده كنيم كه رسول خدا ( ص ) روى زمين ، مانند بندهها نشسته است ، كفش خود را با دست مبارك خويش پينه مى زند و لباس خود را وصله مى دوزد و حتى به الاغ برهنه سوار مى شود .
آرى ، براى آن معلم حقيقى و مربّى الهى كه مى خواهد دنيا را عملا براى انسانهاى روى زمين ارزيابى فرمايد ، لازم است كه از زر و زيور دنيا و اشتغال روحى حتى به تصويرها ، چشم پوشى فرمايد تا عملا اثبات كند كه عمر آدمى كوتاه تر و ارزش روح او بالاتر از آن است كه لحظات آن عمر گرانبها و نقدينهء بىنظير آن روح را صرف مقدارى تماشاى صورتها نمايد و از صورتگر اصل كه خدا است غافل بماند . بله اگر بشر روزى به اين كمال برسد كه با ديدن صورتها به دريافت مصوّر اصل و با مشاهده باغها به ديدن باغبان