ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٥٠ - مورد سوم
فينا ألَّا حبّنا ما أبغض اللَّه و رسوله ، و تعظيمنا ما صغّر اللَّه و رسوله لكفى به شقاقا للَّه و محادّة عن أمر اللَّه و لقد كان ( ص ) يأكل على الأرض و يجلس جلسة العبد و يخصف بيده نعله و يرقع بيده ثوبه و يركب الحمار العارى و يردف خلفه و يكون السّتر على باب بيته فتكون التّصاوير فيقول « يا فلانة لأحدى أزواجه غيّبيه عنّى فأنّى اذا نظرت إليه ذكرت الدّنيا و زخارفها » فأعرض عن الدّنيا بقلبه و أمات ذكرها من نفسه و احبّ أن تغيب زينتها عن عينه لكيلا يتّخذ منها رياشا و لا يعتقدها قرارا و لا يرجو فيها مقاما فأخرجها من النّفس و أشخصها عن القلب و غيّبها عن البصر . و كذلك من أبغض شيئا أبغض أن ينظر أليه و أن يذكر عنده ( پيروى كن از پيامبرت كه پاك و پاكيزه تر از همهء مخلوقات خدا بود ، براى هر كسى كه بخواهد پيروى از [ كمالات ] نمايد ، در آن وجود مقدس است عاليترين كمال براى تبعيت و بهترين نسبت براى هر كسى كه انتساب به او را بخواهد . محبوبترين بندگان در نزد خدا كسى است كه از پيامبرش تبعيت كند و دنبال كار او را بگيرد . آن حضرت ، از دنيا براى خوردن به اندكى قناعت فرمود ، گوشهء چشمى براى تمايل به دنيا نيفكند ، او بود لاغرترين مردم دنيا با تهىگاه خالى و گرسنه ترين مردم دنيا با شكمى كم غذا . همهء دنيا به آن انسان كامل عرضه شد . آن را نپذيرفت . او وقتى كه دانست خداوند چيزى را دشمن مى دارد آنرا دشمن مى داشت و چيزى را تحقير مى نمايد ، آنرا پست مى شمرد ، و چيزى را ناچيزى مى داند ، آن را ناچيز مى دانست . و اگر در ما جز اين نبود كه دوست بداريم آنچه را كه خدا و رسولش دشمن مى داشت و تعظيم كنيم آنچه را كه خدا و رسولش آنرا ناچيز مى دانند ، كفايت مى كند براى ارائه مخالفت و جدائى از خداوند سبحان و آن برگزيدهء خدا روى زمين مى نشست و غذا مى خورد و مانند بندگان مى نشست ، با دست خود كفش خود را پينه مى زد و لباسش را با دست خويش وصله مى دوخت و گاهى الاغ برهنه سوار مى گشت و كسى را پشت سر خود سوار مى فرمود . گاهى كه مى ديد پرده اى