ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٨ - آدمى با حلّ تعارض و تنظيم مختصات روح و ماده است كه سرنوشت خود را مى سازد
اگر شخصيت انسانى ، سالم و با اصول ارزشها تقويت شود بخوبى از عهدهء تعديل اميال خود بر آمده و وسائل دنيا را در استخدام خود در مسير « حيات معقول » قرار مى دهد . و از اين راه تعارض ميان ماده و روح برداشته مى شود و حركت تكاملى آدمى شروع مى گردد .
اگر شخصيت انسانى ، سالم و با اصول ارزشها تقويت شود بخوبى از عهدهء تعديل اميال خود بر آمده و وسائل دنيا را در استخدام خود در مسير « حيات معقول » قرار مى دهد . و از اين راه تعارض ميان ماده و روح برداشته مى شود و حركت تكاملى آدمى شروع مى گردد .
منابع اوليهء اسلام ( قرآن و احاديث و سنت بمعناى عام آن ) هماهنگ با عقل سليم و وجدان ، مطلبى را كه براى بحث عنوان كرديم ، مورد تأكيد قرار مى دهند . امّا قرآن مجيد ، اين مضمون را كه انسان خردمند از نعمتهاى خداوندى با مبانى شرعى آن استفاده مى كند ، با اشكال مختلف بيان فرموده است : از آن جمله : ( وَابْتَغِ فِيما آتاكَ الله الدَّارَ الآخِرَةَ وَلا تَنْسَ نَصِيبَكَ مِنَ الدُّنْيا ) ( در آنچه كه خداوند به تو داده است ، سراى آخرت را منظور بدار و نصيب خود را [ هم ] از دنيا فراموش مكن ) . براى شخصيتهاى نابالغ نه تنها روح و ماده همواره در حال تعارض و تخالف مى باشند ، بلكه همواره پيروزى با ماده و شئون آن است . ولى هر اندازه كه شخصيت سالمتر و قوىتر باشد ، بهتر مى تواند از عهدهء استخدام مادّيات و شئون آنها در مسير « حيات معقول » بر آيد . لذا بايد موارد لزوم اعراض از دنيا و زرق و برقهاى آنرا ، در نظر بگيريم .
مورد يكم
مورد يكم - پيشوايان الهى ، اين بزرگان و مربيان بايد يك زندگى بسيار ساده و بىپيرايه داشته باشند ، زيرا اولا ، استفاده از وسائل جالب زندگى دنيا و پيرايههاى آن ، اگر چه در غير صورت اسراف و نيازهاى مردم جامعه ، مباح و بلا مانع است ، ولى تلاش براى به دست آوردن آنها ، و قرار دادن آدمى در معرض خود نمايى و اشتغال فكرى براى نگهدارى و تبديل به احسن يا به مثل آنچه كه داشت امرى ضرورى است .
مورد دوم
مورد دوم - نياز مردم جامعه ، از ديدگاه عقل و وجدان و منابع اوليهء اسلامى ثابت شده است كه با وجود نياز مردم جامعه ، انسان خدا پرست كه معتقد به ارتباط همهء بندگان