ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٨ - دولة بنى اميّه
قضاء و حكم او بر مبناى علم است و بخشايش او بر مبناى حلم
قضاء و حكم او بر مبناى علم است و بخشايش او بر مبناى حلم با اين كه هر دو قضيهء فوق از اصول بديهى مى نمايد ، براى دفع تو هم مقايسه با ديگر قضاها و احكام است كه از مخلوقات او صادر مى گردد . و نيز اشتباه نشود كه عفو و بخشايش او مستند به انگيزههاى معمولى مانند سوداگرىهاى متنوع است بلكه فرمان ربوبى و حكم الهى او بر مبناى علم مطلق او بر همهء شئون مورد قضا و حكم در عالم وجود است نه يك موقعيت مخصوص و علوم موقت مبنى بر واقعيات زودگذر و نسبى .
٦ ، ١٤ - حمد اللَّه - أللَّهمّ لك الحمد على ما تأخذ و تعطى ، و على ما تعافى و تتبلى ، حمدا يكون أرضى الحمد لك و أحبّ الحمد أليك و أفضل الحمد عندك ، حمدا يملأ ما خلقت و يبلغ ما أردت حمدا لا يحجب عنك و لا يقصر دونك . حمدا لا ينقطع عدده و لا يفنى مدده ( خداوندا ، سپاس مر ترا است به هر چه كه بگيرى و عنايت فرمايى و در برابر هر بهبودى و ابتلائى كه به بندگانت روا مى دارى . سپاسى كه رضايت بخشترين و محبوبترين و برترين حمد نزد تو باشد . حمدى كه همه كائنات ترا پر كند و به آنچه كه تو خواسته اى برسد . حمدى كه از تو پوشيده نشود و از مقام ربوبىات كوتاه نيايد . سپاسى كه در عدد آن پايان نپذيرد و امتداد و افزايشش فانى نگردد . ) انسان با توجه به عنايات خداوندى در ارتباطات چهارگانه همواره مى تواند در حال حمد و سپاس خداوندى بوده باشد
انسان با توجه به عنايات خداوندى در ارتباطات چهارگانه همواره مى تواند در حال حمد و سپاس خداوندى بوده باشد نخستين مايهء توفيق يافتن به چنين حمد و سپاسگزارى ، دريافت واقعى اين حقيقت است : « لا حول و لا قوّة إلَّا باللَّه العلىّ العظيم » ( هيچ حركت و تحول و قوه اى نيست مگر عامل اصلى آن خداوند بزرگ و با عظمت است ) بايد توجه كنيم كه هيچ انسانى امكان زندگى در خلأ را ندارد ، او چه بخواهد و چه نخواهد ، اصلا چه بداند و چه نداند او نمى تواند