ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٨ - حضرت ابراهيم عليه السّلام از ديدگاه قرآن و انجيل
لعازر را بفرست تا سر انگشتش را با آب تر كند و زبانم را خنك گرداند ، زيرا من در اين شعلهء آتش در عذابم .
ابراهيم گفت : اى فرزندم ، بياد بياور كه تو خيرات خود را در زندگى خود استيفاء كردى و لعازر در بلاها [ و آزمايشها بود ] و اكنون او در آرامش است و تو معذبى . و بالاتر از همهء اينها ميان ما و شما دره اى است بزرگ كه تثبيت شده است ، بطورى كه كسانى كه مى خواهند از اينجا بطرف شما عبور كنند ، نمى توانند و نه كسانى كه آنجا هستند مى توانند بطرف ما عبور كنند . [ آن مجرم ] گفت : پس اى پدرم ، آن فقير سعادتمند را به خانهء پدر من بفرست ، زيرا من پنج برادر دارم تا [ آخرت را ] ب آنان شهادت بدهد ، تا آنان نيز به اين جايگاه عذاب نيايند .
ابراهيم به او گفت : موسى و پيامبران در نزد آنان هستند . از آنان بشنوند . گفت : نه ، اى ابراهيم ، بلكه اگر يكى از مردگان بسوى آنان برود توبه مى كنند . ابراهيم گفت : اگر آنان از موسى و پيامبران نمى شنوند از يكى از مردگان هم نخواهند شنيد . » [١] مطالبى كه در اين جملات است : يك - ثبوت سراى آخرت .
دو - سعادت بعضى از مردم كه در اين دنيا مرتكب خطا نشدهاند و اعمال نيك انجام دادهاند و نكبت و شقاوت بعضى ديگر كه در اين دنيا معصيت كردهاند ، كاملا روشن است .
سه - اين كه حضرت ابراهيم عليه السّلام بقدرى از عظمت برخوردار است كه ورود به بهشت به وارد شدن به آغوش و حضور حضرت ابراهيم تعبير شده است .
عقّاد از جورج استمپسون چنين نقل مى كند كه او در تصنيف خود [ كتابى از كتاب ] چنين مى گويد : « اميد حيات بعد از موت در ايّام عهد قديم منحصر بود به برانگيخته شدنى كه پس از ظهور مسيح خواهد بود ، ولى سخن از آسمان و دوزخ و آغوش يا حضور حضرت ابراهيم در عهد حضرت عيسى و ميان بعضى از طوائف يهود شيوع پيدا كرد و مثال مرد غنى و العازر در انجيل لوقا از اينجا است و در اين مثال حضرت عيسى مى گويد : « فقير مرد و فرشتگان او را به آغوش [ يا حضور ] ابراهيم بردند . » و
[١] انجيل لوقا - اصحاح شانزدهم از جملهء ١٩ تا جملهء ٣١ .