ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦٨ - تعريف و شرايط لازم خلَّاقيّت
بعنوان تعريف خلَّاقيّت در نظر گرفته شود . بعضى از محقّقان در اين مسأله چنين گفتهاند : « خلَّاقيّت عبارتست از حلّ مسأله بنحوى كه ماهيّتى اصيل و نو داشته باشد . » [١] و اين نظريّه عقيدهء آن عدّه را كه مى گويند : « خلَّاقيّت عبارتست از بوجود آوردن چيزى نو » مردود مى شمارد و مى گويد : « اين كار هميشه مستلزم يك پاسخ نو است ، ولى صرف نو بودن و اصيل بودن يك فكر يا عمل به تنهايى خلَّاقيّت را تشكيل نمى دهد ، زيرا اگر بنا باشد يك پاسخ ، جزيى از فرايند خلَّاقيّت باشد ، مى بايست در انطباق با نيازهاى واقعى مسأله اى را حلّ كند . » [٢] و مى گويد : « بالاخره خلَّاقيّت حقيقى مستلزم ارزشيابى و تبيين يك بينش اصل ، نگهدارى و پروراندن آن بطور كامل است . » [٣] همان طور كه اين محقّق متوجّه بوده است ، براى بدست آوردن تعريف حقيقى خلَّاقيّت نمى توان به اين مفاهيم و مطالب اكتفا كرد . زيرا مختصّاتى كه براى روشن ساختن ماهيّت خلَّاقيّت گفته مى شود ، يا مربوط به انگيزهء تحرّك اين نيرو است و يا نتايج و خواصّ ، همزمان با به كار افتادن نيروى مزبور است . به همين جهت است كه بعضى محقّقان دست از تعريف ماهيّت محض خلَّاقيّت برداشته و به تحقيق در بارهء چهار موضوع مهمّ : ١ - فرايند خلَّاق ٢ - توليد خلَّاق ٣ - فرد خلَّاق ٤ - موقعيّت خلَّاق پرداختهاند . در توضيح موضوع يكم كه فرايند خلَّاق است ، چنين گفته شده است كه : « در مرحلهء اوّل بايد آمادگى بجهت اكتساب مهارتها ، تكنيكها و تجاربى كه موجب مطرح كردن مسأله مى شود ، بوجود بيايد . » [٤] اين مطلب كاملا صحيح است و يكى از شرايط اساسى بروز خلَّاقيّت مى باشد ، زيرا واقعيّات پشت پرده اى كه بوسيلهء نوابغ به روى پرده آورده مى شوند و در قلمرو معلومات قرار مى گيرند ، مانند واقعيّات روى پرده كه متعلَّق به علم ما هستند ، نظم و قانونى دارند . لذا يك كشاورز هر اندازه هم كه در قواعد و مسائل كشاورزى مهارت داشته و از تجارب بسيار فراوان در آن قواعد و مسائل برخوردار باشد ، نمى تواند در يك مسئلهء رياضى ، ابداع و اكتشاف و باصطلاح
[١] ماهيّت و پرورش خلَّاقيّت - دونالد و . مككينون ترجمهء آقاى مهدى درويش ص ٢ .
[٢] ماهيّت و پرورش خلَّاقيّت - دونالد و . مككينون ترجمهء آقاى مهدى درويش ص ٢ .
[٣] ماهيّت و پرورش خلَّاقيّت - دونالد و . مككينون ترجمهء آقاى مهدى درويش ص ٢ .
[٤] مأخذ مزبور ص ٣ .