ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٦ - ترجمهء خطبهء نود و پنجم
چند مطلب مهمّ در اين آيهء شريفه كه مورد تذكَّر امير المؤمنين عليه السّلام قرار گرفته است ، وجود دارد كه ما به بعضى از آنها اشاره مى نمائيم :
مطلب يكم
مطلب يكم - در اين آيهء شريفه حكمت بعنوان وسيله تذكَّر داده شده است مانند موعظهء حسنه ، در صورتى كه در خطبهء مورد تفسير حكمت با جنبهء هدفى مطرح گشته است ، زيرا آن حضرت مى فرمايد : و دعا إلى الحكمة . ( پيامبر اكرم مردم را به حكمت دعوت فرمود . ) راه حلّ اين مسئله ، آسان است ، و آن اينست كه حكمت از يك جهت ، هدف نسبى سعى و كوششهاى معرفتى و عملى است كه همهء انبياى عظام صلوات اللَّه عليهم أجمعين مردم را براى وصول به آن تبليغ و تحريك فرمودهاند ، مانند عرفان مثبت كه مى تواند بعنوان هدف نسبى منظور شود ، يعنى انسانهاى آگاه و هشيار بايد بكوشند كه هم موفّق به تحصيل عرفان نظرى شوند و هم بمقام عرفان عملى نائل گردند . پس از وصول به مقام حكمت و عرفان خود شخص حكيم و عارف با كمال وضوح مى فهمد كه اين دو مقام ارجمند نيز دو وسيله براى صعود به مقام نفس مطمئنّه مى باشند . خلاصه هدف بودن حكمت و عرفان بالنّسبه به مقامات پائين ترهيچ منافاتى با وسيله بودن آن دو به مقام عالىتر ندارد .
مطلب دوم
مطلب دوم - طريق يكم براى ارشاد انسانها حكمت است . در مجلَّد چهاردهم صفحهء ( ٣٣ ) از اين ترجمه و تفسير شرح مبسوطى در تفسير حكمت آمده و مطالعه - كنندگان ارجمند مى توانند براى بررسى كاملتر به آن مجلَّد مراجعه فرمايند . حاصل تعريف حكمت در مأخذ مزبور چنين است : « معرفت حاصله از چهار بعد مزبور ( شناخت علمى ، شناخت فلسفى ، شناخت شهودى و شناخت اخلاقى ) و برخوردارى از آن در » حيات معقول « بوسيلهء عقل سليم ( خرد ) ، نه عقل جزئى نظرى ، حكمت ناميده مى شود . در آيات قرآن مجيد در موارد فراوانى از حكمت تمجيد شده و در مقدارى از آنها رساندن مردم بمقام حكمت ، انگيزهء بعثت انبياء عليهم السّلام معرّفى شده است . و در آيه اى حكمت را خير كثير فرموده است . مسلَّم است كه هر كسى