ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٣ - ترجمهء خطبهء نود و هفتم
( وَالَّذِينَ كَذَّبُوا بِآياتِنا سَنَسْتَدْرِجُهُمْ مِنْ حَيْثُ لا يَعْلَمُونَ ) [١] .
( و آنان كه آيات ما را تكذيب كردهاند از آن جهت كه نمى دانند استدراج مى كنيم ) .
يعنى آنانرا درجه به درجه پلَّه به پلَّه به هلاكت ساقط مى كنيم . در اينجا بايد در نظر داشته باشيم كه استدراج و مهلت كه نتيجه اى جز سقوط در ضلالت ندارد ، گمراه كردن اجبارى تبهكاران نيست ، بلكه سلب توفيق الهى است كه معلول فسق و فساد مستمرّ و عناد و جرأتى است كه بمقام شامخ الهى انجام مى دهند . در حقيقت كسانى كه مورد استدراج قرار مى گيرند و به آنان مهلت داده مى شود كه در نتيجه بر فسق و كفرشان افزوده مى شود ، خود موجب قطع توفيق و لطف و عنايت خداوندى از خودشان مى گردند . جلال الدّين مولوى هرچيزى را كه انسان را از خدا غافل كند ، استدراج مى داند - < شعر > شاد از وى شو مشو از غير وى كاو بهار است و دگرها ماه دى هرچه غير اوست استدراج تست گر چه تخت و ملكتست و تاج تست < / شعر > اين كه امير المؤمنين عليه السّلام مى فرمايد : و هو له بالمرصاد . ( و خداوند در كمين آن ستمكار است . ) اقتباس است از آيهء شريفه : ( إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ ) [٢] .
( قطعا پروردگار تو در كمين است . ) ترديدى نيست در اين كه مقصود از رصد ( كمين و كمين گيرى ) در اين آيه و جملهء امير المؤمنين عليه السّلام معناى معمولى آن كه مكان مخفى از ديدگاه كسى كه براى او كمين گرفته شده است ، نيست ، زيرا خدا فوق مكان و زمان و آگاه و عالم برهمه چيز در همهء احوال است ، بلكه اين يك تشبيه معقول بر محسوس است كه مى خواهد آگاهى
[١] الأعراف آيهء ١٨٢ .
[٢] الفجر آيهء ١٤ .