ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٠ - فرار از حكمت و موعظهء سازنده براى چه
در صورتى كه همان گونه كه در بالا اشاره كرديم بندهء اقوياى برونى و غرائز حيوانى درونى خود مى باشند . خنده آورتر از نمايش مزبور ، شدّت نشاط و شعف و رضايت از خويشتن است كه اين بندگان خيلى بيش از صاحبان قدرتها از خود نشان مى دهند اين نكته را هم مورد توجّه قرار بدهيم كه علَّت اساسى بردگى اين بردگان خود باخته همان بردگى و تسليم محض بودن به غرائز حيوانى خويشتن است ، زيرا اطاعت و تسليم محض به تحريكات شهوت و مقام و ثروت و روابط جنسى و ادامهء طرح خويشتن در جامعه است كه موجب مى شود ، انسان براى اشباع امور مزبوره بهر وسيله اى حتّى فروختن شخصيّت خويش تن دهد و چنان خوشحال و از كار خود راضى شود كه گوئى ايجاد كننده و بخشندهء همهء قدرتها او است يادت بخير باد مولوى - < شعر > جمله شاهان پست پست خويش را جمله خلقان مست مست خويش را جمله شاهان بردهء بردهء خودند جمله خلقان مردهء مردهء خودند < / شعر > ١٨ ، ١٩ - أتلو عليكم الحكم فتنفرون منها ، و أعظكم بالموعظة البالغة فتتفرّقون عنها ( حكمتها را براى شما مى خوانم ، از آنها مى گريزيد ، و با پند رسا شما را موعظه مى نمايم [ بدون اين كه در شما تأثيرى كند ] ، هر يك سر خود را مى گيريد و پراكنده مى شويد . ) فرار از حكمت و موعظهء سازنده براى چه براى اطَّلاع از معناى حكمت و مقدارى از مباحث مربوط به حكمت رجوع شود به مجلَّد يازدهم از صفحهء ١٩٧ تا صفحهء ١٩٩ و مجلَّد چهاردهم صفحات ٤١ و ٤٢ و ٥٣ و ٥٤ و ٧٦ و ٧٧ .
اگر هويّت انسانى را از آن جهت كه داراى استعدادها و ابعاد قابل رشد و تعالى است ، نه از آن جهت كه مى تواند از پارهء آهن هم نا آگاه تر و سختتر و غير قابل انعطافتر بوده باشد ، در نظر بگيريم و او را موجودى تلقّى كنيم كه ميداند داراى جهانى اكبر در درون و تعليم شدهء همهء حقائق شايستهء خلافة اللَّه در كرهء زمين است ، در اين صورت