ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٣ - حالت روحى ما در هنگام عبادت چگونه بايد باشد - انقباض يا انبساط
اين بيت ناصر خسرو را همواره در ديدگاه خود داشته باشيم كه مى گويد :
< شعر > روزگار و چرخ و انجم سربسر بازيستى گرنه اين روز دراز دهر را فرداستى < / شعر > مسألهء ديگرى كه در تفسير جملات فوق بايد متذكَّر شويم ، بيقرارى و اضطراب صحابهء پيامبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم در مسير عبادتها بوده است كه امير المؤمنين عليه السّلام در ياران پيامبر مشاهده فرموده و در مردم دوران خود نمى ديده است .
ممكن است اين سؤال مطرح شود كه چرا در توجّه و جستجوى تقرّب به خداوند ، خنده و انبساط نداشته باشيم و همواره با گريه و ناله رهسپار كوى ربوبى شويم حالت روحى ما در هنگام عبادت چگونه بايد باشد - انقباض يا انبساط مقصود از انقباض در اين مبحث ، گرفتگى و تيرگى روحى نيست كه موجب عدم توجّه به معبود و ملالت درونى در حال عبادت بوده باشد ، بلكه منظور حالت وحشت و خوف و هراس از خدا است ، چنانكه منظور از انبساط ، بهجت و شكوفائى در ارتباط با خدا است ، نه خنده و نشاط معمولى كه به انگيزگى امور مادّى در انسان پديدار مى گردد .
يك مقدمهء مختصر را پيش از ورود به مبحث طرح شده متذكَّر مى شويم : آن مقدّمه اينست كه وضع عمومى روحى يك انسان در ارتباط با خدا مستند به چيست بنظر مى رسد وضع عمومى روحى يك انسان كه در درون او آگاهانه يا نا آگاه بطور مستمّر در جريان است ، بستگى باين دارد كه برداشت او از موقعيّت خود در جهان هستى چيست اگر زندگى خود را در جهان هستى داراى معناى والائى كه مربوط به خداوند هستى آفرين باشد نمى داند ، حتما چنين شخصى داراى وضع روحى بى معنائى است ، و هر چيزى كه در درون او ايجاد گردد مربوط به غرائز و استعدادهاى حيوانى او است كه در ارتباط با شرائط و عوامل برونى ، اشباع خود را مطالبه ميكنند .
و اگر زندگى خود را يك حقيقت پيوسته به خداوند هستى آفرين ميداند كه بايستى در اين جهان پر معنى به رشد و كمال خود برسد ، و چون وصول به رشد و كمال حقيقى مشروط به احساس ارتباط دائمى با خدا و بياد او بودن ميباشد ، لذا همواره