ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٣ - ٤ - عامل وحدت اختيارى و احساس اختيارى كه فقط از طريق دين قابل وصول مى باشند
( از اين جهت است كه به بنى اسرائيل مقرّر داشتيم كه حقيقت اينست كه اگر كسى ، يك انسان را بدون عنوان قصاص يا ايجاد فساد در روى زمين بكشد ، مانند اينست كه همهء انسانها را كشته است و اگر كسى را احياء كند مانند اينست كه همهء انسانها را احياء نموده است . ) مضمون اين آيهء مباركه را كه همه را مساوى [١] و ( ١ ) را مساوى همه معرّفى مى نمايد ، مى توان با اين فرمول بسيار ساده ولى دارندهء عاليترين حقيقت ، نمودار ساخت : همه ١ و ١ همه < شعر > اين ما و من نتيجهء بيگانگى بود صد دل به يكدگر چو شود آشنا يكيست < / شعر > صائب تبريزى علَّت اين وحدت و تساوى مربوط به ابعاد مادّى آدميان نيست ، زيرا ابعاد مادّى آنها خواه در شكل اعضاى كالبد مادّى كه دارد و خواه درك و فهمهاى حيوانى معمولى كه « موج خاكى فكر و وهم و فهم ماست » اندك علَّيّتى براى هماهنگى و وحدت از خود نشان نمى دهند ، بلكه با توجّه دقيق به خودخواهى حيوانى كه از صيانت ذات شروع و در هدف ديدن خود و وسيله ديدن همهء جهان هستى پايان مى يابد ، آن ابعاد همه و همه در جدا كردن انسان از انسان و تحكيم تضادّ كشنده ما بين آنها ، فعّاليّت مى كنند . بنا بر اين علَّت اين تساوى و وحدت را بايد در بعد روحى انسانها جستجو نمود كه اگر چه از يك طرف مجاور سطوح طبيعت است ، ولى از طرف ديگر رو به ماوراى طبيعت و مبدأ كمال و جمال مطلق خدا مى باشد . طرفهاى رو به ماوراى طبيعت ارواح آدميان ، اشعّهء خورشيد الهى را از يك منبع اصلى در مى يابند و سپس هر يك مانند روزنههاى كوچك و بزرگ و رنگارنگ آن اشعّه را در عالم وجود منعكس مى نمايند . در نتيجه برادرى و هماهنگى و تساوى و بالاتر از همهء اين ارتباطات ، رابطهء وحدت به منبع خورشيد عظمت الهى متّصل است ، چنانكه در طريق حديثى مشاهده خواهيم نمود .
سه - ( هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ مِنْ نَفْسٍ واحِدَةٍ وَجَعَلَ مِنْها زَوْجَها ) . ( ١ )
[١] الأعراف آيهء ١٨٩ و النّساء آيهء ١ و الأنعام آيهء ٩٨ .