ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٧٧ - ١ - عامل عقلى وصول به وحدت انسانها و احساس آن
< شعر > اين جهان كوه است و فعل ماندا سوى ما آيد نداها را صدا < / شعر > مولوى < شعر > گر بد انديش از تو بد بيند شود بد خواه تر ور نكوئى از تو بيند شرمسارت مى شود ز آتش ظلم ار بسوزانى دل مظلوم را تيره تر از دود آتش روزگارت مى شود گر كسيرا خوار سازى تا كنى خود را عزيز عاقبت آن خوار خار رهگذارت مى شود < / شعر > ذوقى تبريزى < شعر > نباشد همى نيك و بد پايدار همان به كه نيكى بود يادگار دراز است دست فلك بر بدى همه نيكوئى كن اگر بخردى چو نيكى كنى نيكى آيد برت بدى را بدى باشد اندر خورت چو نيكى نمايدت كيهان خداى تو با هر كسى نيز نيكى نماى مكن بد كه بينى به فرجام بد ز بد گردد اندر جهان نام بد به نيكى ببايد تن آراستن كه نيكى نشايد ز كس خواستن و گر بد كنى جز بدى ندروى شبى در جهان شادمان نغنوى < / شعر > فردوسى عوامل و انگيزه هائى كه براى هماهنگى و وحدت انسانها و احساس جدّى آن ، مطرح كرديم ، مى توانند مقدّماتى مناسب براى برداشتن گامهاى نخستين در مسير درك انسان و لزوم شناخت معانى ابتدائى هماهنگى و وحدت انسانها و احساس جدّى آن بوده باشند . پس از آن مى پردازيم به عوامل و انگيزههاى عاليترى كه مى توانند انسانها را به احساس يگانگى در « حيات معقول » نائل بسازند .
١ - عامل عقلى وصول به وحدت انسانها و احساس آن اگر بخواهيم از عقل در اين مورد ، عقل نظرى جزئى را منظور نمائيم كه آلت دست مديريّت من در درون آدمى است ، بايد ببينيم آن من در چه موقعيّتى است اگر در موقعيّت حيوانى « من هدف و ديگران وسيله » قرار دارد ، ترديدى نيست در اين كه چنين عقلى نه وحدتى مستقلّ و با ارزش خاصّ مى فهمد و نه تحريكى براى احساس آن مى نمايد . لذا حتما مقصود عقل سليم وارسته از سود جوئى و جزئى نگرى و