ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٠ - در حقيقت شما بوسيلهء نافرمانى ، با من نافرمانى با خدا مى نمائيد
( توقّف كنيد ) و اگر حركت كردند شما هم حركت كنيد . از آنان سبقت مگيريد كه گمراه مى شويد و از آنان عقب نمانيد كه به هلاكت مى افتيد . ) مقدارى از مباحث مربوط به اهل بيت پيامبر اكرم صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم در همين ترجمه و تفسير در ج ٢ از صفحهء ٢٧٢ تا صفحهء ٢٨١ و ج ٥ صفحات ٢٥٠ و ٢٥١ و ج ١٤ از صفحهء ١٢٣ تا صفحهء ١٢٦ مطرح شده است ، مراجعه فرماييد . در اين مبحث يك مطلب مهمّى را متذكَّر مى شويم و آن عبارتست از اين كه ائمّهء معصومين از دودمان پيامبر عظيم الشّأن اسلام ، بتصديق تاريخ داراى همه گونه امتيازات لازم براى يك انسان كامل بودهاند . ائمّهء معصومين از آن جهت مورد توجّه طواغيت روزگار و قدرتمندان دورانشان بودهاند ، كه مردم بسيار فراوان و داراى شخصيّتهاى با اهمّيّت ، آن بزرگواران را شايستهء رهبرى و زمامدارى مى دانستند . اعتقاد آن مردم و شخصيّتها به امامى كه در دوران وى زندگى مى كردند ، مسألهء ساده اى نبود ، بلكه آن قدر اهمّيّت داشت كه مى توانست وضع طواغيت آن دوران را مختلّ نمايد ، باضافهء اين كه برخى از آن طواغيت خود بطور مستقيم عظمت ائمّهء معصومين را مى دانستند ، مانند معاويه و مأمون الرّشيد و غيرهما .
اين وضع ايجاب مى كرد كه آن قدرت پرستان ماكياولى منش بهر شكل بود ، نكات ضعفى بعنوان بهانه هائى بدست بياورند تا ائمّهء معصومين را تحقير نمايند ، چنانكه باحتمال قوىّ مأمون الرّشيد آن همه دانشمندان داخلى و خارجى را جمع مى كرد و روياروى امام علىّ بن موسى الرّضا عليه و على آبائه و ابنائه الصّلوة و السّلام قرار مى داد باميد آنكه نكتهء ضعفى از آن حضرت بوسيلهء آن دانشمندان بگيرد و آن گاه به مردم آن دوران اثبات كند كه ائمّهء معصومين عليهم السّلام مانند ديگران هستند و هيچ تفاوتى با آنان ندارند ، ولى همهء تواريخ مى گويند : علىّ بن موسى الرّضا عليه السّلام بر همهء آن دانشمندان غلبه مى كرد و همهء آنان به برترى آن حضرت اذعان مى نمودند .
خلاصه تاريخ نشان نداده است كه ائمّهء معصومين عليهم السّلام حتّى در يك مورد از علم و اشراف و آگاهى به حقائق محروم باشند و در هر زمان و هر جامعه و در بارهء هر حقيقتى عالم بوده و ابراز علم فرمودهاند ، با اين حال طواغيت بهانه جو نتوانستهاند خلاف آنچه را كه گفتيم در بارهء ائمّه عليهم السّلام اثبات كنند ، با اين كه مقتضاى مقام پرستى آنان بود كه همواره در جستجوى نكتهء ضعف از آن بزرگواران برآيند . همچنين آن