ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥١ - انواع هماهنگى و اتّحاد انسانها و طرق وصول به با ارزشترين آنها
روى مى داد ، احساس بستگى دست و پا مى كردند بدون اين كه زنجيرى را ببينند . فقط عدّه اى محدود كه داراى بينايى قوى بودند ، حلقههاى بسيار شفّاف زنجير جبر و بردگى را كه گردانندگان جامعه بوسيلهء محيط و فرهنگ ساختگى مانند نژاد پرستى و وطن - پرستى افراطى غير معقول و امثال اينها ، به دست و پاى مردم بسته بودند ، مى ديدند و كارى جزاه و نالهء درونى از دستشان بر نمى آمد . خلاصه ، اين قاعدهء كلَّى را بايد در نظر داشته باشيم كه : محال است كسى بردهء هوى و هوس نفسانى خود باشد و قدرتى به دست بياورد و همهء انسانهاى روى زمين را بردگان خود تلقّى نكند . درست است كه سرتاسر سخنان امير المؤمنين عليه السّلام در نهج البلاغه توصيهء انسانها به ترقّى و تعالى و ورود به « حيات معقول » است كه در نتيجه بتوانند به نعمت بزرگ هماهنگى و اتّحاد انسانها نائل گشته و طعم حياتى برادرى و وحدت در درجات عالى رشد را بچشند و ظلم و تعدّى را از روى زمين كه آشيانهء همهء آنهاست نابود نمايند ، با اين حال بسيار مناسب است كه مادر اين مبحث كه امير المؤمنين عليه السّلام اشاره به نتايج و خيم جدائى انسان از انسان و روا داشتن ظلم بيكديگر فرموده است ، يك بحث كلَّى را در بارهء رابطهء انسان با انسان كه در اين دو جمله خلاصه مى شود : « اگر دو انسان در درجهء عالى رشد و كمال الهى رابطه با يكديگر برقرار كنند ، اين رابطه بر مبناى احساس برين هماهنگى و وحدت ميان ارواح آنان خواهد بود . » ، « اگر دو انسان در فضاى حيات طبيعى محض با يكديگر رابطه برقرار كنند ، زمينهء آن رابطه بر مبناى [ انسان گرگ انسان است ] استوار خواهد گشت . » مطرح نمائيم :
انواع هماهنگى و اتّحاد انسانها و طرق وصول به با ارزشترين آنها بديهى است كه ما نه اوّلين كسى هستيم كه اين مسألهء حياتى را طرح كرده و مورد تحقيق قرار مى دهيم و نه بحث و تحقيق ما پيرامون اين مسأله پروندهء بسيار ضخيم آن را خواهد بست ، مخصوصا با نظر به آسيبهاى فكرى و عملى ختم پروندهء