ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨٠ - ٤ - عامل وحدت اختيارى و احساس اختيارى كه فقط از طريق دين قابل وصول مى باشند
< شعر > شكرانهء بازوى توانا بگرفتن دست ناتوان است < / شعر > ميرزا ملك < شعر > بياموز خوى بلند آفتاب بهر جا كه ويرانه ديدى بتاب < / شعر > اديب پيشاورى < شعر > جهان شود لب پر خنده اى اگر مردم كنند دست يكى در گره گشائى هم < / شعر > صائب تبريزى < شعر > دائم گل اين بستان شاداب نمى ماند درياب ضعيفان را در وقت توانائى < / شعر > حافظ < شعر > با خلق به خلق زندگانى ميكن نيكى همه وقت تا توانى ميكن كار همه كس بر آراز دست و زبان و آن گه بنشين و كامرانى ميكن < / شعر > [١] بابا افضل كاشى ٤ - عامل وحدت اختيارى و احساس اختيارى كه فقط از طريق دين قابل وصول مى باشند .
در آغاز اين مبحث بسيار با اهمّيّت ، اين جمله را بطور حتم بايد جدّى تلقّى كرده و بخاطر بسپاريم : هماهنگى و وحدت حقيقى انسانها از گرديدن تكاملى الهى بوجود مى آيد ، و احساس جدّى اين وحدت از نتائج اعتلاى مغز و روان آدمى ميباشد . اين عامل از يك جهان بينى عالى بوجود مى آيد كه اعتقاد به معنى دار بودن جهان هستى را نتيجه بدهد . اين معنى عبارتست از وابستگى هستى به خداوند فيّاض مطلق حدوثا و بقاء ، و نيز اعتقاد به اين كه انسان در اين جهان معنى دار از آن كمال مطلق و بسوى همان كمال مطلق رهسپار است : ( إِنَّا لِلَّه وَإِنَّا إِلَيْه راجِعُونَ ) .
( ما از آن خدائيم و ما بسوى او بر مى گرديم . )
[١] اين ابيات از صفحهء ٢٧٩ تا اينجا از گلچين جهانبانى نقل شده است .