ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٩ - تبصره
آنرا به حسن رسانيد . » [١] مورّخين ديگر نصّ صريح كلماتى را از معاويه در آخر معاهده نقل كردهاند كه تعهّد الهى و ميثاق خداوندى معاويه را براى وفاء به معاهده بيان مى نمايد . عين الفاظ معاويه چنين است : « و على معاوية بن أبى سفيان بذلك عهد اللَّه و ميثاقه ، و ما أخذ اللَّه على أحد من خلقه بالوفاء و بما أعطى اللَّه من نفسه » - ٢ و كان ذلك فى النّصف من جمادى الأولى سنة ٤١ - على أصحّ الرّوايات . ( « و معاوية بن ابى سفيان عهد و ميثاق خداوندى را براى عمل به اين موادّ به عهده مى گيرد و معاويه آن الزام را كه خداوند بيكى از مخلوقاتش براى وفاء مقرّر فرموده است مى پذيرد و معاويه عمل باين معاهده را با آن پيمانى كه از خود به خدا داده است ، مى پذيرد . » و اين سند و امضاء در نيمهء جمادى الأولى سال ٤١ هجرى بنا بر صحيحترين روايات تنظيم شده است . ) [٢] [٣] تبصره - در مادّهء چهارم مبالغى كه مى بايست امام حسن و امام حسين عليهما السّلام از بيت المال استفاده فرمايند ، بديهى است كه براى تأمين معاش بينوايان بوده است كه معاويه كارى با آنان نداشته است يا بدانجهت كه هواخواهان امير المؤمنين علىّ بن ابي طالب عليه السّلام بودهاند ، مورد بغض و كينهء معاويه قرار داشتند و چنين وضعى كه در حقيقت ناشى از حقّ پرستى و حقّ جوئى و حقّ گويى آن بينوايان بوده است ، ايجاب مى كرد كه آنان بحكم معاويه مى بايست از زندگى ساقط شوند . همان طور علَّت برترى داشتن بنى هاشم در عطا و بخششها بر بنى عبد شمس كه سلسلهء آل اميّه از آن گروهند نه براى نژادگرايى بوده بلكه علَّت همان تفاوت ميان دو وضع روحى بود كه
[١] الإمامة و السّياسة ابن قتيبهء دينورى ص ٢٠٠ .
[٢] بحار الانوار ج ١٠ ص ١١٥ .
[٣] صلح الحسن عليه السّلام - محقّق مرحوم شيخ راضى آل ياسين ص ٢٥٤ . تذكَّر . در منابع معاهده همين كتاب مورد استفاده بوده است .