ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤١ - عهد شكنى صريح و بىپروا
من خطبة معاوية ، قوله : « ألا و إنّ كلّ شيء أعطيت الحسن بن علىّ تحت قدمى ّ هاتين لا أفى به » قال أبو إسحق : و كان و اللَّه غدّارا . [١] ( « اى اهل كوفه ، آيا گمان مى كنيد من با شما براى اداى نماز و پرداخت زكات و عمل حجّ جنگيدم در حالى كه مى دانستم شما نماز مى گزاريد و زكات مى دهيد و عمل حجّ بجاى مى آوريد بلكه من با شما براى آن جنگيدم كه زمامدار شما باشم و بر گردنهايتان مسلَّط شوم ، و خداوند اين مقام را بمن داده است و شما از آن كراهت داريد . آگاه باشيد ، هر خونى كه در اين فتنه ريخته شده به هدر رفته است و هر تعهّدى كه بستهام ، زير اين پاهاى من ( نقض كردم ) و اصلاح نمى كند مردم را مگر سه چيز : در آوردن و قرار دادن عطا و بخشش در محلّ خود و برگرداندن لشكريان در موقع خود و جنگيدن با دشمن در خانه اش و هر گاه شما با دشمنان نجنگيد و به آنان حمله نكنيد ، آنان به شما حمله نموده و با شما خواهند جنگيد . » و ابو الفرج اصفهانى از حبيب بن ابى ثابت بطور مسند روايت كرده است كه معاويه در اين خطبه على ( ع ) را ذكر كرد و سخن ناشايست در بارهء آن حضرت گفت و سپس به حسن ( ع ) اهانت نمود . ابو اسحق سبيعى در آنچه كه از خطبهء معاويه روايت كرده است ، اضافه مى كند كه معاويه گفت : « آگاه باشيد ، هر چه كه به حسن بن على داده بودم زير اين پاهايم مى نهم و بان وفا نخواهم كرد . » ابو اسحق گفت : سوگند بخدا ، معاويه حيله گر و خائن بود . ) سپس امام حسن مجتبى عليه السّلام شروع به سخن فرمود :
« الحمد للَّه كلَّما حمده حامد و أشهد أن لا إله إلَّا اللَّه كلَّما شهد له شاهد ، و أشهد أنّ محمّدا عبده و رسوله ، أرسله بالهدى و ائتمنه على الوحى صلَّى اللَّه عليه و آله و سلَّم .
أمّا بعد ، فو اللَّه إنّى لأرجو أن أكون قد أصبحت بحمد اللَّه و منّه و أنا أنصح خلق اللَّه لخلقه ، و ما أصبحت محتملا على مسلم ضغينة و لا مريدا له سوءا و لا غائلة . ألا و إنّ ما تكرهون فى الجماعة خير لكم ممّا
[١] همين مأخذ .