ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣٩ - اعتراض چهارم
موجب بوجود آمدن حكومتهاى ظالمانه بوده باشد . تنها آنچه كه مورد نياز است ، منتفى ساختن هوى و هوس خود كامگان از ادامهء حركت انقلاب و هماهنگى منطقى روند انقلاب با رويدادهاى جديد مى باشد . اين انقلاب كه ضمانت ادامهء خود را در درون خود دارد موادّ شايستهء زندگى با يك فرهنگ پويا و هدفدار را چنان آماده مى كند كه مردم آن جامعه با كمال آزادى و اختيار ، حيات خود را بر آن موادّ شايسته تطبيق مى نمايند ، به اين معنى كه با تحوّلى كه انقلاب در درون انسانها ايجاد نموده است ، خود شخصيّتهاى انسانى توانايى نظاره و سلطه بر شئون حيات را بدست مى آورند و با عامل مسابقه در خيرات به تكاپو مى افتند .
اين كه گفتيم : « تحوّلى كه انقلاب در درون انسانها ايجاد نموده است » مقصود آن نيست كه انقلاب از هر نوع و در هر گونه شرايط و با هر گونه گردانندگان آن ، مى تواند با سرعت و بدون احتياج به گذشت زمان ، درون انسانها را دگرگون سازد و يكشبه ره صد ساله بپيمايد ، زيرا بديهى است كه با نظر به دگرگونى كند فرهنگ رسوخ يافته و احتياج جانشينى فرهنگ جديدى كه انقلاب آن را پى ريزى مى كند و درك و تعقل امتيازات عالى انقلاب ، به تعليمات و تربيتهاى متنوّع و ممتدّ نيازمند مى باشد . آنچه كه اهمّيّت دارد اين است كه انقلاب براى جامعه ضرورى و مفيد بوده و آن را پيش ببرد ، اگر چه به گذشت ساليان دراز و مدّتهاى طولانى نيازمند بوده باشد . اگر ما به گسترش تنوّع ارتباط انسان با انسان و ارتباط انسان با طبيعت و ارتباط انسان با كلّ هستى و تدريجى بودن باز شدن هويّت و مختصّات انسان براى خويشتن توجّه كنيم ، نياز به طول زمان و تحوّل نوسانات و دگرگونىهاى مستمرّ ، بهتر آشكار خواهد گشت . لذا هيچ خردمند آشنا با هويّت و مختصّات انسانى و تاريخ او ، مسئله را اين طور مطرح نمى كند كه چرا فلان انقلاب با اين كه داراى مبانى و محتويات ضرورى و مفيد بوده دير به نتيجه رسيده است بلكه مسئله را اين طور مطرح مى كند كه چرا آن انقلاب مبانى و محتويات ضرورى و مفيد نداشته است نويسنده مى گويد : « دومين وسيله اى كه ممكن است براى حلّ مشكلات جهانى بدان متوسّل شويم ، جنگ است . هراكليتوس در يونان اظهار مى كند كه » جنگ پدر همه چيز است و بذر ترقّى را خلق مى كند .
« هگل معتقد است كه » جنگ سرنوشت