ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٣ - در حقيقت شما بوسيلهء نافرمانى ، با من نافرمانى با خدا مى نمائيد
< شعر > ده تن از تو زرد روى و بينوا خسبد همى تا به گلگون مى تو روى خويش را گلگون كنى < / شعر > با اين حال با كدامين دليل براى زندگى خود هدفى جز افزايش مال و اندوختن ثروت كه به بيچارگى و مرگ فقرى بينوايان منتهى مى گردد ، نمى شناسند سپس امير المؤمنين عليه السّلام مى فرمايد : « دوست داشتم معاويه در بارهء شما و يارانش با من معاملهء صرف مى كرد - صرف دينار به درهم - ده نفر از شما را از من مى گرفت و مردى از يارانش را بمن مى داد » . ممكن است اين توهّم پيش بيايد كه مردم شام در آن دوران ، اگر انسانهاى عاقل و متديّن واقعى بودند ، به دور معاويه سر سلسلهء ماكياوليستها جمع نمى شدند ، با اين وصف امير المؤمنين عليه السّلام چگونه آرزو مى كند كه آنان را بگيرد و مردمى را كه پيرامون او را گرفته بودند ، بمعاويه بدهد پاسخ اين توهّم روشن است ، زيرا ياران امير المؤمنين عليه السّلام با اين كه در محضر آن بزرگوار بودند و آن همه عظمتهاى انسانى را از او مى ديدند و فروغ ربّانى را كه درون على عليه السّلام را روشن ساخته و اشعهء آن بر همهء زندگى على عليه السّلام مى تابيده است ، مشاهده مى نمودند ، با اين حال ، در برابر آن همه حشمت و جلال انسانى الهى ، سست عنصرى و مخالفت با آن بزرگ بزرگان براه مى انداختند . در صورتى كه ياران معاويه به استثناى اقلَّيّتى آگاه مانند عمرو بن عاص اكثرا بدون اين كه عظمتى خاصّ از معاويه ببينند ، بعنوان امير و حاكم از وى پيروى مى نمودند و تبليغات و باصطلاح امروزى ، رسانههاى مختلف معاويه آن اكثريّت را به معاويه چنان خوش بين كرده بود كه حسّ اطاعت آنان را بدون دو روئى و سست عنصرى برانگيخته بود . و مسلَّم است كه از يك جهت ارزش ياران معاويه كه از روى جهل به حقيقت امر ، اطاعت از معاويه مى كردند ، بالاتر از ارزش آن گروه از ياران على عليه السّلام بود كه با اين كه امير المؤمنين عليه السّلام را با آن همه حشمت و جمال و جلال انسانى مى ديدند و مى شناختند ، با اين حال روزهاى روشن آن انسان كامل را تيره و تار مى نمودند . خلاصه فرق ما بين ياران علىّ بن ابي طالب عليه السّلام و معاويه ، فرق ما بين مجرمى است كه مى داند و مرتكب جرم مى شود ، و مجرمى كه اغفال شده و مرتكب جرم مى گردد به اضافهء اين كه