ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨ - موجود اوّلى كه غايتى براى او نيست تا پايان يابد
و لا يناله حدس الفطن ( و حدس هشيارىها به مقام شامخ او نائل نگردد ) .
با كمى دقّت معلوم مى شود كه منافاتى ما بين اين دو جمله وجود ندارد ، يعنى با نظر به اين كه حدس ( انتقال بسيار سريع به واقعيّت مطلوب كه گاهى سرعت بقدرى زياد است كه گويى حركتى از مبدء فكرى به مقصد انجام نگرفته و انعكاس محض مى باشد ) يكى از خواصّ اوّليّهء هشيارىهاى بسيار نافذ است ، در حقيقت مجموع دو جمله چنين مى شود كه مقام شامخ ربوبى از نفوذ حدسى هشيارىها والاتر است .
موجود اوّلى كه غايتى براى او نيست تا پايان يابد .
منظور از اوّل كه خدا با آن توصيف مى شود چه در جملات نهج البلاغه و چه در آيات قرآنى ، قطعا بمعناى آغاز زمانى و هويّتى براى آن ذات اقدس نيست ، زيرا هيچگونه آغاز و حدّ و كناره و مرزى براى آن ذات اقدس امكان پذيرنيست در حقيقت مى توان گفت : مفهومى كه براى كلمهء اوّل در موقع اسناد آن به خدا صحيح است ، عبارتست از سابق مطلق و قديم و ازلى كه هيچ ابتداء و آغازى براى آن قابل تصوّر نيست . چنانكه براى خداوند متعال آغازى نيست ، همچنين پايانى نيز قابل تصوّر نيست ، لذا كلمهء آخر كه بان ذات اقدس بكار مى رود ، معناى لغوى و عرفى آن نمى باشد بلكه ابدى و سرمدى است كه پايانى ندارد . و همان گونه كه تصوّر آغاز و ابتداء او را محدود مى سازد ، همان طور تصوّر غايت و پايان مخالف بىنهايت بودن است .
و محدوديّت خداوندى مستلزم نقص او است كه در جايش اثبات شده است .
٨ ، ١١ فاستودعهم في أفضل مستودع ، و أقرّهم في خير مستقرّ ، تناسختهم كرائم الاصلاب إلى مطهّرات الأرحام كلَّما مضى منهم سلف قام منهم بدين اللَّه خلف ( آنان « پيامبران » را در برترين وديعت گاه به وديعت نهاد و در بهترين قرارگاه