ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٨١ - ٤ - عامل وحدت اختيارى و احساس اختيارى كه فقط از طريق دين قابل وصول مى باشند
اگر چه بذرهاى اوّليّهء اين معنى در درون همهء انسانها با دست مشيّت بالغهء خداوندى كاشته شده است ، ولى روييدن و به فعليّت رسيدن آن ، مربوط به معرفت و تكاپوى خالصانه و اختيارى آدمى است كه بتواند بوسيلهء آن با ديگر انسانهاى معنى دار بوحدت عالى خود برسند . بعبارت مختصرتر كه ضمنا دليل مدّعاى فوق را هم در بر داشته باشد ، بايد گفت : انسانى كه با معرفت و تكاپوى علمى به مقام معنى رسيده ، مى تواند با انسانى ديگر كه بهمان معنى رسيده است ، به وحدت عالى نائل گردند و فقط اين دو انسان معنى دار هستند كه مى توانند حقيقت وحدت عالى و ضرورت و ارزش آنرا احساس نمايند . در آن موقع كه رسول خدا پيامبر اسلام اهل كتاب را به وحدت با مسلمانان دعوت مى فرمود آن دعوت چنين بود : ( قُلْ يا أَهْلَ الْكِتابِ تَعالَوْا إِلى كَلِمَةٍ سَواءٍ بَيْنَنا وَبَيْنَكُمْ أَلَّا نَعْبُدَ إِلَّا الله وَلا نُشْرِكَ بِه شَيْئاً وَلا يَتَّخِذَ بَعْضُنا بَعْضاً أَرْباباً مِنْ دُونِ الله فَإِنْ تَوَلَّوْا فَقُولُوا اشْهَدُوا بِأَنَّا مُسْلِمُونَ ) . [١] ( بگو اى اهل كتاب ، بيائيد كلمه اى را كه ميان ما و شما مشترك است بپذيريم - اين كه جز خدا را نپرستيم و براى او شرك نورزيم و جز خدا ، بعضى از ما بعض ديگر را ارباب قرار ندهد و اگر آنان رويگردان شدند ، بگوئيد : گواه باشيد كه ما اسلام را پذيرفتهايم . ) ترديدى نيست كه هر سه اصل مشترك ( اعتقاد به خداوند يگانه و منزّه دانستن او از شريك و عبادت حقيقى آن ذات اقدس و آزادى همهء مردم از زنجير بردگى يكديگر ) نياز به تحصيل درك و معرفت و كوششهاى اختيارى دارد كه شخصيّت آدمى اعتلاء پيدا كند و به درجهء معنىدار بودن بر مبناى اعتقادات مزبور برسد و با انسان معنى دار ديگر وحدت خود را دريابد .
آيات مربوط به اين وحدت عالى در قرآن مجيد آمده است ، از آن جمله : ١ - * ( وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ الله جَمِيعاً وَلا تَفَرَّقُوا وَاذْكُرُوا نِعْمَتَ الله عَلَيْكُمْ إِذْ كُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِه إِخْواناً وَكُنْتُمْ عَلى
[١] آل عمران آيهء ٦٤ .