ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦٤ - ٣ پرورش خلَّاقيّت
است كه با هيچ مفهومى داراى هويّت روشن نمى توان آنها را جمع كرده و زيبايى را با آن تعريف نمود .
آيا يك متفكَّر مى تواند يك هويّت معيّن از تعادل اجزاء و نظم رياضى موضوعى زيبا كه پديده ايست عينى ، و احساس زيبايى و شهود آن كه پديده ايست درونى ، بوجود بياورد وضع ما در بارهء فرهنگ هم با تنوّع شديد و حتّى متباين كه در انواع فرهنگ ديده مى شود ، درست مانند وضع ما در بارهء حقيقت زيبايى است . بعنوان مثال : يك اخلاق تابودريك جامعه ، نوعى از فرهنگ آن جامعه است . اخلاق تابو عبارتست از رفتار يا احساس در بارهء پديده هايى از جهان عينى كه هيچ دليل عقلانى ندارد ، بلكه گاهى اقسامى از تا بوها ديده مى شوند كه ضدّ عقل مى باشند . از طرف ديگر همان جامعه كه داراى تابو است ، ممكن است تأكيد شديد بر نو انديشى و استمرار تجدّد در تفكَّر داشته باشد كه خود مستلزم مبارزهء دائمى با جمود اخلاقى است . ما امروزه در جوامع فراوانى مى توانيم به تضادّهايى در عناصر فرهنگى برخورد كنيم . بعنوان مثال : فرهنگ نژادگرايى با مختصّاتى كه دارد در اغلب جوامع دنيا از دورانهاى قديم رواج داشته است . در عين حال اديان حقّه و يا اخلاقهاى متعالى حتّى مكتبهايى با هدفگيرى انسانى كلَّى كه موجب بوجود آمدن فرهنگ تعميم محبّت بر انسانها و گرايشها و جذبههاى عالى معنوى و عرفانى مى گردد نيز در آن جوامع بروز نموده و مورد قبول قرار گرفتهاند . با اين حال ، اين دو عنصر متضادّ فرهنگى همچنان بوجود خود ادامه مى دهند ، و متأسّفانه فرهنگ نژادگرايى و نژادپرستى معمولا رنگ انسان - گرايى را مات مى سازد و اغلب بر آن چيره مى شود . پس اين مادّهء « قدر شناسى از فرهنگ » حتما بايد مورد دقّت و تحليل جدّى قرار بگيرد .
٣ . پرورش خلَّاقيّت [١] - مؤلَّف مى گويد : « تربيت اغلب اوقات متمايل به تقليد از گذشته است . نظم و ترتيب را به خاطر نظم و ترتيب مورد تأكيد قرار مى دهد ، از فرديّت دانش آموزان چشم مى پوشد . گاهى كار تربيت بقدرى كسل كننده و بىروح است كه سائقههاى خلَّاق آدمى را از بين مى برد . براى خلَّاقيّت ، تنها بينش كافى نيست ،
[١] براى تكميل اين مبحث مراجعه شود به زيبائى و هنر از ديدگاه اسلام - قسمت دوم : هنر از ديدگاه اسلام ، تأليف اين جانب .