ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣٥ - اعتراض دوم
و تيره روزىها و نكبتهاى ما قبل انقلاب ، امرى است كه نياز شديد به گذشت زمان و بوجود آمدن آمادگىهاى معقول براى پذيرش گسيختن از گذشته و پيوستن به آينده اى كه انقلاب به عهده گرفته است ، دارد ، مخصوصا با نظر به اين اصل كلَّى كه گسترش و نفوذ ضرورت انقلاب و عشق به تحقّق بخشيدن به خواستهها و اهداف آن ، از احساسات عمومى مردم سرچشمه مى گيرد ، بجز افراد آگاه و انديشمند و اداره كنندگان رديف اوّل انقلاب ، كه توانايى استدلال عقلى و اثبات و نفى و نقض و ابرام و پاسخ به چون و چراهاى بسيار فراوان در بارهء بوجود آوردن انقلاب را دارا مى باشند .
اعتراض دوم - اين كه مى گويد : « شدّت عمل ممكن است موجد حكومت استبدادى ديگرى شود » احتياج به تحليل و تحقيق بيشترى دارد . اوّلا شدّت عمل بطور غير منطقى نه تنها حكومتهاى استبدادى را بعد از انقلاب بوجود مى آورد ، بلكه در جريان هر تحوّل و دگرگونى كه در بارهء شئون انسانى چه در حال فردى و چه در حال جمعى ضرورى تلقّى شود وجود دارد شدّت غير منطقى عمل ، بدان جهت دگرگون كنندگان را وادار به استبداد و زورگويى مى كند كه خود شدّت عمل به مقاومت شديد درونى مردم مى افزايد و گردانندگان تحوّل را وادار به استبداد مى نمايد . خود اين عمل و عكس العمل كه در همهء موارد شدّت عملها وجود دارد ، بازگو كنندهء حقّ يا باطل بودن آن دو نمى باشد ، يعنى ممكن است عمل كاملا حقّ بوده باشد ، ولى شدّت عمل در اجراى آن ، موجب مقاومت در برابر آن مى گردد و همچنين ممكن است عكس العمل در مقابل عملى باطل ، موجب مقاومت و استبداد اجرا كنندگان عمل بوده باشد ، بطورى كه اگر ايجاد كنندگان ، عكس العمل شديد در مقاومت از خود نشان نمى دادند بطلان خود عمل ، پوچى و زوال آن را به دنبال خود مى آورد . و مى توان اين مسئله را به صورت اصل كلَّى چنين گفت : معمولا شدّت عمل و عكس العمل منطقى ، دو فرد يا دو گروه از انسانها را در حال تدافع ، روياروى هم قرار مى دهد و خود آن واقعيّتى كه به عنوان حقّ عرضه شده بود ، كنار گذاشته مى شود . بدين ترتيب تاريخ بشرى پر از رويارويى انسانها در عملها و عكس العملهاى شديد است كه ما را از فهم ارزش و واقعيّت آن ايدهها كه انسانها به وسيلهء آنها روياروى هم مقاومت نمودهاند ، ناتوان ساخته