ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٥ - مطلق سازى از بشر آن غذائى است كه مردم هر چند بزور و حيلههاى لطيف و شيرين آنرا بخورند ، بالاخره محال است آنرا استفراغ نكنند
قوانين را بازيچهء خودكامگىهاى خود قرار دادهاند ، چند روز ديگر جاى خود را به هويّتهاى حقيقى آنان خواهند داد ، يعنى مردم هويّتهاى حقيقى آن نابكاران را خواهند شناخت .
امّا پيمان شكنىهاى آل اميّه ، چيزيست كه هيچ احدى ترديدى در آنها ندارد .
معاويه باتّفاق همهء تواريخ ، همهء پيمانهائى را كه با امام حسن مجتبى عليه السّلام بسته بود ، نقض كرده است در جائى كه اين انسان كه بايد گفت روش او ماكياولىتر از ديگر خودكامگان تاريخ بوده توانسته به خود اجازه بدهد كه معاهدهء با امام حسن مجتبى عليه السّلام را نقض كند و آنرا زير پا بگذارد ، قطعا هيچ معاهده و پيمانى براى او ارزش نداشته است ، در صورتى كه سرتاسر تاريخ ، عمل به معاهده ، قانون و سنّت انسانيّت بوده است . حتّى كسانى كه متّكى به دين و اعتقادى نبودند ، احترام و عمل به معاهده را مراعات مى كردند ، چنانكه در فرمان امير المؤمنين عليه السّلام به مالك اشتر آمده است . در اينجا بسيار مناسب است كه جريان پيمان شكنى معاويه را و لو بطور اجمالى مطرح نمائيم : محقّق مرحوم شيخ راضى آل ياسين مى گويد : گروهى از مورخان از آن جمله طبرى و ابن الاثير روايت كردهاند كه معاويه يك صفحهء سفيد براى امام حسن عليه السّلام فرستاد كه پائين صفحه را با مهر خود ختم كرده بود . در آن صحيفه نوشته بود : در اين صفحه هر چه را كه بخواهى شرط كن و هر چه كه شرط كنى حقّ تست . « - [١] موادّ معاهدهء صلح
موادّ معاهدهء صلح :
المادّة الأولى -
المادّة الأولى - تسليم الأمر إلى معاوية على أن يعمل بكتاب اللَّه و بسنّة رسوله صلَّى اللَّه عليه و آله - [٢] و بسيرة الخلفاء الصّالحين . - [٣] ( مادّهء يكم - تسليم خلافت به معاويه مشروط باين كه معاويه به كتاب خداوندى ( قرآن ) و به سنّت رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و به روش خلفاى صالح عمل نمايد . )
[١] - تاريخ طبرى ج ٦ ص ٩٣ و الكامل ابن الأثير ج ٣ ص ١٦٢ نقل از صلح الحسن عليه السّلام محقّق مرحوم شيخ راضى آل ياسين ص ٢٥١ .
[٢] مدائنى بنا بنقل ابن ابى الحديد در شرح نهج البلاغه ج ٤ - ص ٨ .
[٣] فتح البارى - شرح صحيح البخارى بنقل ابن عقيل در كتاب النّصايح الكافيه ص ١٥٦ چاپ يكم .