ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٦٧ - تعريف و شرايط لازم خلَّاقيّت
در آن وجود ندارد ، نمى تواند از عهدهء پرورش و به فعليّت در آوردن استعدادهاى فرهنگ پويا برآمده و خلَّاقيّتها را از درون افراد بجريان بيندازد . امّا از نظر مثبت ، يعنى در جامعه يى كه علم و انديشه و فرهنگ پويا و تشنگى به حقيقت جويى پيشرفته است ، زمينه براى بروز خلَّاقيّتها آماده ميباشد ، ولى براى شناخت كمّيّت و كيفيّت خلَّاقيّتها كه بالضّروره يا ممكن است در چنين جامعه اى بروز نمايند ، ضوابط علمى نداريم . همين مقدار مى دانيم كه براى بروز خلَّاقيّت ، شرايطى لازم است كه به عنوان اجزايى از علَّت ، بايد بوجود بيايد ، ولى شرايط كافى كه مانند علَّت تامّه ( كامل ) بالضّروره بايد خلَّاقيّت را به فعليّت بياورد ، هنوز از ديدگاه علم روشن نشده است .
اساسىترين دليل اين تاريكى اين است كه اگر ما قدرت درك و بوجود آوردن شرايط لازم و كافى خلَّاقيّتها را در اختيار داشتيم ، مى توانستيم مسير تاريخ را مطابق آرمانهاى خود تغيير دهيم نيز از بررسى وضعيّت ذهنى و روانى نوابغى كه براى بشر موضوعها و طرق جديد را كشف نموده يا آثار ابداعى هنر را بوجود مى آورند ، اثبات مى شود كه ضرورتى وجود ندارد كه وصول به يك موضوع تازه براى نابغه ، محصول مستقيم معلوماتى باشد كه آنها را در اختيار دارد . زيرا ما در هر رشته اى از علوم ، شخصيّتهاى فراوانى را مى بينيم كه از معلومات مربوط به رشتهء تخصّصى خود در حدّ خيلى بالايى برخوردارند . با اين حال لازمهء جبرى اين برخوردارى از معلومات و تخصّص ، اكتشاف و ابتكار يك امر جديد نيست ، و اكثرا در طول تاريخ علوم ، با مكتشفين و مخترعين و نوابغى روياروى مى شويم كه با معلومات معمولى به اكتشاف و اختراع موفّق گشتهاند . كلودبرنار در مقدّمهء كتاب طبّ آزمايشى صريحا مضمون اين مسئله را متذكَّر گشته است كه : « هيچ قاعده و دستورى معيّن نمى توان بدست داد كه هنگام مشاهدهء امرى معيّن ، در مغز شخص محقّق فكرى تازه راهيابى كند ، فقط پس از آنكه آن فكر بروز كرد ، مى توان آن را در قواعد و مسائل علمى قرار داد كه براى هيچ كس تخلَّف از آنها جايز نيست ، ولى ريشهء اصلى آن نامعلوم و منشأ ابتكار و اكتشافات مى باشند . » تعريف و شرايط لازم خلَّاقيّت در تعريف پديدهء خلَّاقيّت ، مى توان مطالبى را مورد توجّه قرار داد كه ممكن است