ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١٥ - همهء مردم از انسان قدرتمند در هراسند ، امّا پيشوا على عليه السّلام كه قدرت را در اختيار دارد ، از مردم جامعهء خود بيمناك است
ياد كردن مى فرمايد : پيروان معاويه با اين كه در مسير باطل حركت ميكنند بر شما پيروز خواهند گشت ، اين پيروزى بدانجهت نيست كه آنان برحقّند ، بلكه بدانجهت است كه براى وصول به هدفى كه انتخاب كردهاند [ و عبارتست از طرفدارى از معاويه ] مى كوشند و تلاش ميكنند ، يعنى آنان بر مبناى قانون زندگى طبيعى در سطح طبيعى دنيا حركت مى كنند اگر چه هر چه رنج و مشقّت بكشند و هر راهى را هم كه سپرى كنند و به مقصد خود برسند ، بالاخره بر مبناى باطل حركت مى كنند و بر هدف باطل مى رسند ، ولى شما با تكيه باين كه برحقّيد و امام شما حقّ محض است چون بر ضدّ قانون احتياج وصول به هدف به كار و كوشش حركت مى كنيد ، لذا شكست قطعى در انتظار شما است .
براى تكميل بررسى اين مبحث مراجعه شود به مجلَّد سوم از صفحهء ١٤٣ تا صفحهء ١٤٥ و مجلَّد ششم صفحات ٤٥ و ٤٦ و از صفحهء ١١٤ تا صفحهء ١١٦ از همين ترجمه و تفسير .
١٠ ، ١١ - و لقد أصبحت الأمم تخاف ظلم رعاتها و أصبحت أخاف ظلم رعيّتى ( همهء اقوام و امم از ظلم امراى خود مى ترسند و من از ظلم رعيّت خود بيمناكم . ) همهء مردم از انسان قدرتمند در هراسند ، امّا پيشوا على عليه السّلام كه قدرت را در اختيار دارد ، از مردم جامعهء خود بيمناك است اين جمله شنيدنى است و هنگامى كه اين جمله را شنيديم ، الزاما بايد در بارهء آن بينديشيم و اگر در بارهء آن درست انديشيديم ، مى توانيم حقائق بسيار با اهمّيّتى را از اين جمله استفاده كنيم . اوّلين و مهمّترين حقيقتى كه با تفكَّر صحيح در جملهء فوق براى ما آشكار مى شود ، بطلان اين عقيده است كه قدرت مترادف و مستلزم فساد است و هيچ استثنائى هم ندارد . حقيقت اين است كه تاريخ قدرتمندى را بنام علىّ بن ابي طالب عليه السّلام ديده است كه با داشتن بزرگترين و مؤثّرترين قدرت در روزگار خود ، هيچ فردى در مقابلش از ترس نلرزيده است ، جالب توجّه اينست كه اين واقعيّت براى همهء مردم جوامعى كه در قلمرو زمامدارى امير المؤمنين عليه السّلام زندگى مى كردهاند ، ثابت شده بود كه قدرتى كه در دست اين بزرگ بزرگان وجود دارد ، فقط و فقط وسيلهء