ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٣ - ضرورت بيان هنرى طرق وصول انسانها به احساس برين هماهنگى و اتّحاد ارزشى آنان
بشر به تمدّنى كه انسانهايش با « حيات معقول » زندگى كنند و همديگر را درك نمايند ، انتظار يك امر محال است كه فقط براى دلخوش كردن خيالى يا براى سرگرمى دانشجويان علوم انسانى به درد مى خورد . از ديدگاه برخى كارشناسان علوم انسانى امروزى آنچه كه نكبت و بدبختى انسانها را به بدترين وضع رسانده است ، آن نيست كه با ملاحظهء نسبت ميان تعداد نفوس دنياى امروز و فراوانى و تنوّع وسائل ، صاحبنظران علوم انسانى بقدرى اندكند كه واقعا موجب نگرانى است ، نكبت و بدبختى در آن هم نيست كه ما امروزه ميليونها مجهول در پشت پرده داريم ، نكبت و بدبختى در آن هم نيست كه بشر امروزى در برابر حوادث مقاومت ندارد و خيلى زود شكن است ، نكبت و بدبختى در آن نيست كه انسان از انسان سخت بيگانه شده و اين بيگانگى به بيمارى مهلك « از خود بيگانگى » منجرّ شده است ، بلكه نكبت و بدبختى در جامعهء انسان امروزى ناشى از آن بىشرمى و وقاحتى است كه بعضى از خود پرستان در قرن ١٩ با نيمه چراغى از مشاهدات ناقص علمى در دست ، انسانيّت را از انسان منتفى ساختند و همهء ارزشهاى سازندهء انسانى را كه بدون آنها فلسفه و هدفى براى زندگى قابل تصوّر نيست ، دست بسته تسليم قدرت و غريزهء جنسى و لذّت پرستى نمودند و از اين تسليم كور كورانه فرزندى بنام جدائى انسان از انسان زائيده شد كه امروز با شعله هايش بشريّت را در كام خود خاكستر مى سازد . اگر چه پستى و رذالت اين نابكاران از ديدگاه دانشمندان و صاحبنظران علوم انسانى پوشيده نيست و حتّى در كتابها و مقالات بحدّ لازم و كافى ضدّ علم بودن آنان را اثبات مى كنند ، ولى تلفات بىشمارى از ساده لوحان جوامع بوجود مى آيد كه هرگز قابل جبران نخواهد بود .
با اين حال چنانكه در بالا اشاره كرديم ، الطاف و مراحم خداوندى بوسيلهء انبياى عظام و اوصياء و اولياء و حكماى بزرگ و هنرمندان متعهّد و وجدانهاى انسانهاى پاك ، ضرورت و عظمت و زيبائى احساس آن وحدت را [ كه بدون آن انسانى مطرح نيست ] در درون آدميان تثبيت فرمود و اين سلسلهء طولانى بشر را [ كه سر سلسلهء آن عبارت است از حضرت ابو البشر خليفة الله آدم عليه السّلام در روى زمين ] از سقوط حتمى نجات داد . در بيان ادبى اين وحدت عظمى ، هنرمندان جوامع مسلمين در توضيح هويّت و ضرورت ارائهء طرق وصول بان ، گامهاى مؤثّر و بسيار مثمرى برداشتهاند . اكنون بايد ببينيم طرق