ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٢ - ضرورت بيان هنرى طرق وصول انسانها به احساس برين هماهنگى و اتّحاد ارزشى آنان
و چنگال تيز بانان نشان ندادهاند ، اهمّيّتى ندارد ، يعنى مسألهء شگفت انگيزى نيست ، زيرا : « حيوان را خبر از عالم انسانى نيست » ، بلكه موقعى شگفتانگيز بود كه آن موجودات بدتر از حيوانات ، گامى در راه تقليل دردهاى بشرى بر مى داشتند و حيوانات هرگز نخواهند فهميد كه « روح انسانى كنفس واحده است » . آنچه اهمّيّت دارد و بايد در صدد فهماندن آن به انسانها برآمده و وقاحت آنرا اثبات كنيم ، اينست كه عدّه اى حيوانتر از آن حيوانات كه قيافهء دانش و فلسفه بخود گرفتهاند در حالى كه شقىترين و بىرحمترين راهزنان راه كاروان بنى نوع انسانى مى باشند ، كارى جز اين ندارند كه مغزهاى سالم و فعّال ساده لوحان را شستشو نموده و آنها را تحويل گروه يكَّه تازان ميدان تنازع در بقاء بدهند . اين عدّه كه قيافهء حقّ بجانب دانش و فلسفه بخود گرفتهاند ، با آن قيافهء حقّ نما طبيعت بشر را بر دو قسم مهمّ تقسيم ميكنند و نام آن دو را قوىّ و ضعيف مى گذارند ، آن گاه با كمال بى شرمى متلاشى شدن ضعيف در چنگال قوىّ را قانون مى نامند و آن قوىّ اگر روزى بخود بيايد و به خويشتن بگويد : « اى پستتر از حيوان ، بس است ، تاكى اين همه پليدى و شقاوت و پستى » در چنان روزى فردريك نيچهها و توماس هابسها ، مخصوصا ماكياولىها با كمال دلسوزى بان قوىّ ، بخود آمده و انسان شده نالهها و شيونها راه خواهند انداخت كه اسفا و دريغا ، اين قوىّ از قوّه و قدرت - پرستى دست برداشته و داخل گروه انسانها شده است خلاصه ، بارها در درسها و سخنرانىها عرض كرده و در نوشته هايم يادآور شدهام : همهء آن انسانهائى كه واقعا سوز و گدازى براى انسانها دارند و كسانى كه حقيقتا انسان را كاملتر از حيوان و داراى ارزشها مى دانند و او را شايستهء خدمت تلقّى ميكنند ، بايد بدانند كه تا گفتهء هابس را كه با كمال بىشرمى روى كاغذ آورده است : ( انسان گرگ انسان است ) و تا گفتهء نيچه را كه انسان را بردهء قدرت معرّفى كرده است و بطور كلَّى تا گفتهء ضدّ انسان و دشمن بىامان اخلاق و مذهب و فلسفه و هنر و ديگر عظمتهاى انسانى كه يك نامش فرويد و نام ديگرش ماكياولى و نام سومش هابس و نام چهارمش نيچه و القابش چنگيز و هلاكو و آتيلا و نرون و تيمور لنگ است ، مردود و مطرود نساختهاند ، محال است كوچكترين قدمى در راه قابل فهم ساختن وحدت و هماهنگى انسانها و عملى كردن آن وحدت در ابعاد زندگى برداشته شود و مادامى كه اين قدم برداشته نشود ، انتظار ورود