ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٦٠ - ضرورت بيان هنرى طرق وصول انسانها به احساس برين هماهنگى و اتّحاد ارزشى آنان
< شعر > اهل معنى همه جان و همه جانان همند عين هم قبلهء هم دين هم ايمان همند در ره حق همگى همسفر و همراهند زادهم مركب هم آب هم و نان همند همه بگذشته ز دنيا به خدا رو كرده هم عنان در ره فردوس رفيقان همند هر يكى در دگرى روى خدا مى بيند همچو آيينه همه واله و حيران همند حسن و احسان يكى از دگرى بتوان ديد مظهر حسن هم و مشهد احسان همند همه در روى هم آيات الهى خوانند همه قرآن هم و قارى قرآن همند طرب افزاى هم و چارهء هم در هر گاه مايهء شادى هم كلبهء احزان همند همه از ظاهر و از باطن هم آگاهند آشكاراى هم و واقف پنهان همند عقل كلشان پدر و مادرشان نفس كل است همه ماننده و پيوسته و اخوان همند همه آيينهء هم صورت هم معنى هم همه هم آينه هم آينه داران همند < / شعر > ملَّا محسن فيض كاشانى همهء اين ابيات را در واحد اختيارى الهى نقل خواهيم كرد .
فعّاليّت هنرى طرق بسيار متنوّعى براى ارائهء اين احساس برين و ارزش و عظمت آن در اختيار دارد كه ما فقط به ذكر نمونه اى از آنها مى پردازيم : ١ - هنرمند مى تواند چه بوسيلهء نقّاشىهاى عالى و چه با ارائهء نمايشنامههاى خوب ، تأثير و تأثّر انسانها را از شاديها و اندوههاى يكديگر بوسيلهء داشتن جان آگاه ، احساس وحدت مقدّماتى را در انسانها بوجود بياورد ، مانند : الف - نمايش و يا نقّاشى چشمهائى را نشان بدهد كه از ديدن سرور و انبساط در انسان ديگر ، فروغ خاصّ همان سرور و انبساط را جلوه مى دهد ، بطورى كه اگر يك انسان ، آن نشاط و سرور را در دو انسان متأثّر از يكديگر در يك زمان ببيند و عامل و معمول را نداند ، چنان تلقّى كند كه هر دو انسان تحت تأثير يك انگيزهء سرورانگيز و انبساط بخش قرار گرفتهاند .
ب - سخنان دو شخص متأثّر از همديگر را چنان تنظيم و از دل برآمده بيان كند كه هر انسان بيننده چنان تلقّى كند كه آن دو شخص از يك منبع و براى وصول بيك هدف آن سخنان را ابراز مى دارند .
ج - هنرمند مى تواند با بيان نقّاشى و نمايشى و غير از آن دو ، صدها كنش و واكنش را در صحنهء حيات انسانها ارائه نمايد ، مثل مضمون ابيات زير :