ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٩ - ٣ - داستان چهار حيوان كه پس از كشته شدن به وسيلهء حضرت ابراهيم عليه السّلام زنده شدند
موضوع دوم - بعضى از احكام مانند وجوب ختنه .
در صورتى كه مقصود از عهد در قرآن ، عهد امامت و پيشوائى است و امّا احكام و اصول عقايد كه مجموع دين ابراهيم را تشكيل مى دهد ، آئين و دين حضرت ابراهيم عليه السّلام است كه بر او وحى شده و مأمور به تبليغ آن گشته است .
٣ - داستان چهار حيوان كه پس از كشته شدن به وسيلهء حضرت ابراهيم عليه السّلام زنده شدند .
اين داستان مهمّ در تورات بقرار زير است : « الأصحاح الخامس عشر : سفر التّكوين : ثمّ أخرجه إلى خارج و قال انظر إلى السّماء و عدّ النّجوم إن استطعت أن تعدّها . و قال له هكذا يكون نسلك . فامن بالرّبّ فحسبه له برّا . و قال له أنا الرّبّ الَّذى أخرجك من أور الكلدانّيين ليعطيك هذه الأرض لترثها . فقال أيّها السّيّد الرّبّ بماذا أعلم أنّى أرثها . فقال له خذ عجلة ثلاثيّة و عنزة ثلاثية و كبشا ثلاثيّا و يمامة و حمامة . فأخذ هذه كلَّها و شقّها من الوسط و جعل شقّ كلّ واحد مقابل صاحبه . و أمّا الطير فلم يشقه . فنزلت الجوارح على الجثث و كان أبرام يزجرها . » ( . . . سپس خداوند ابراهيم را به بيرون شهر اخراج كرد و به وى گفت : به آسمان نظاره كن و اگر بتوانى ستارگان را بشمار . و به ابراهيم فرمود : نسل تو بدينسان ( شمارهء ستارگان آسمان ) خواهد بود . ابراهيم به خدا ايمان آورد و لطف خداوندى را در بارهء تكثير نسلش نيكو كارئى محسوب نمود . و خداوند به ابراهيم گفت : منم آن خداوندى كه تو را از اور كلدانىها بيرون برد تا اين زمين را بتو عطا نمايد كه آن را به ارث ببرى . ابراهيم گفت : اى سرور و پروردگار با چه دليلى بدانم كه من زمين را به ارث خواهم برد . خدا گفت يك گوسالهء سه ساله و بز سه ساله و قوچ سه ساله و يك كبوتر بيابانى و يك كبوتر معمولى بگير . ابراهيم همهء آنها را گرفت و همهء آنها را از وسط شكافت و هر يك از آنها را دو نيم كرد و نيمهء هر يك را در برابر ديگرى قرار داد و امّا پرنده را نشكافت و اعضاى آن حيوانات به بدنهايشان فرود آمدند [ و زنده شدند ] و ابراهيم آنها را از خود ميراند . )