ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٦ - حضرت ابراهيم عليه السّلام از ديدگاه قرآن و انجيل
تحوّل از مسير تورات ، حقائق دينى را بيان مى نمايند . اين تحول در سه مسئلهء بسيار با اهمّيّت ديده مى شود : ١ - مسئلهء زندگى پس از مرگ . ٢ - مسئلهء وعدهء خداوندى به ملَّت برگزيده و رابطهء آن ، با قوميّت و انسانيّت . ٣ - مسئلهء شعائر دينى و رابطهء آنها با مسائل روحى و جسمى .
بنا بنقل دانشمند مزبور : « كانت طائفة كبيرة من اليهود و هى طائفة الصّدوقيّين تنكر القيامة بعد الموت و لا ترى فى الكتب الخمسة دليلا واضحا عليها و كانت الطَّوائف الأخرى تؤمن بالثّواب و العقاب على الجملة و لكنّها لا تتوسّع فى وصفهما و لا ترجع فى هذا الوصف إلى سند متّفق عليه . و كانوا إذا وصفوا سوء المصير عبّروا عنه بالذّهاب إلى الهاوية ( شيول ) و إذا وصفوا الرّضوان قالوا عن الميّت إنّه انضمّ إلى قومه أو اجتمع بقومه و فى أذهانهم صورة غامضة عن وجود هؤلاء القوم فى عالم غير عالم الحياة الدّنيا . » [١] ( طائفه اى بزرگ از يهود كه طائفهء صدّوقيان ناميده مى شدند ، قيامت پس از مرگ را انكار مى كردند و در كتابهاى پنجگانه دليلى روشن براى اثبات قيامت نمى ديدند . و طوائف ديگرى از يهود اجمالا به پاداش و عقاب ايمان داشتند ، ولى در توصيف پاداش و عقاب گسترش نمى دادند و در اين توصيف به يك سند مورد اتّفاق تكيه نمى كردند و هنگامى كه بدى پايان زندگى را توصيف مى كردند ، تعبير « رفتن به هاويه » مى نمودند و هنگامى كه بهشت را توصيف مى كردند مى گفتند : مرده به قوم خود ملحق شد يا مرده با قوم خود جمع شد و در مغزهاى آنان شكل مبهمى از وجود آن اقوام [ كه مرده و از اين عالم رفته بودند ] در عالمى غير از عالم زندگى دنيوى وجود داشت . ) اين مطلب در كتاب انجيل لوقا اصحاح بيستم چنين آمده است :
[١] ابراهيم ابو الأنبياء - عباس محمود عقّاد چاپ بيروت سال ١٣٨٦ ص ٧٩ و ٨٠ .