ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٩ - توضيح و توصيفى در بارهء اخلاق كمالى
على رخت از اين جهان بربست در حالى كه شهيد عظمت و عدالت خودش بود ، [ يا ] على در محراب خود بجهت شدّت عدالتش كشته شد . على چشم از اين دنيا بربست در حالى كه نماز ميان دو لبش بود . على مانند پيامبرانى از اين دنيا كوچ كرد كه به شهرهائى مى آمدند كه شهر آنان نبود و به اقوامى مبعوث مى شدند كه اقوام آن پيامبران نبودند . ) با توجّه به عبارات فوق و بسر تا سر زندگانى امير المؤمنين عليه السّلام اين حقيقت كه رويارويى آن حضرت با مردم آن جوامع در آن دوران درست روياروئى يك عقل كلّ و فعّال با عقولى از كار افتاده بوده است ، كاملا اثبات مى شود . اين كه گفتيم ، هيچگونه جاى ترديد نيست . آنچه كه بايد مقدارى در پيرامون آن ، در اين مبحث بررسى كنيم توضيحى پيرامون اين گونه انحراف روانى است كه موجب مى شود موجوديّت طبيعى صاحبان اين گونه روانها در صحنههاى مختلف زندگى حاضر و ديده ميشوند ، ولى قدرت تشخيص نيك و بد و تسلَّط بر خويشتن و تمييز موقّت و پايدار و اصيل و غير اصيل و انديشه در بارهء آينده را دارا نيستند . اگر بخواهيم از يك تشبيه معقول بر محسوس استفاده كنيم ، مى گوئيم : دندانههاى چرخ عقول آن مردم سائيده شده و هيچ اصل و قانونى را نمى گرفته است . ادامهء تعطيل عقل از فعّاليّتهاى طبيعى خود ، آنرا از موجوديّت آدمى و مديريّت آن ، طرد مى نمايد و در نتيجه عقل كارساز از صحنهء موجوديّت آدمى ناپديد مى گردد . همان گونه كه محسوسات جزئى از مقابل چشمانش عبور ميكنند بدون اين كه عقل آدمى كارى با آنها داشته باشد ، هزاران حقايق و واقعيّات در ديدگاه آن انسانها كه عقول خود را از كار انداختهاند ، قرار مى گيرند ، بدون اين كه عقول آنان بتوانند از آن واقعيّات بهره بگيرند . يكى از علل اين انحراف روانى همان است كه امير المؤمنين عليه السّلام در جملهء بعدى مى فرمايد :
المختلفة أهواؤهم .
( تمايلاتشان مختلف است . ) اين يكى از علامات سقوط من از مديريّت درونى است كه موجب مى شود هر انگيزه و عاملى از جهان برونى و درونى بتواند روان را تحت تأثير خود قرار بدهد بدون اين كه به امضاى خرد و وجدان برسد . امروزه با چنين وضعى در اغلب