ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٠ - توضيح و توصيفى در بارهء اخلاق كمالى
جوامع دنيا روبرو هستيم . مردم جوامع دنياى امروزى در صحنههاى زندگى با كاملترين نظم ماشينى ، حاضر و در حركتند و در برابر همهء عواملى كه مى توانند با آنها ارتباط برقرار كنند با يك وضع حساب شدهء مادّى در جريان تأثير و تأثّر با آن عوامل قرار مى گيرند ، ولى اگر بخواهيد پاسخى براى سؤالاتى كه در بارهء آن صحنهها و اوضاع از آنان خواهيد كرد ، دريافت نمائيد ، يقين بدانيد كه جز يك عدّه مطالب سطحى كه باصطلاح امروزى ، رسانههاى گروهى جامعه براى آنان تلقين نمودهاند ، دريافت نخواهيد كرد . حتّى اگر شما يك انسان متتبّع و دقيق باشيد و در زمانى نسبتا مناسب محتويات پر از ضدّ و نقيض آن رسانهها را به مردم نشان بدهيد و از آنان بخواهيد كه پيرامون تضادّ و تناقض گوئىهاى آن رسانهها تفسير و توجيه منطقى عقلانى براى شما ارائه بدهند ، همان تفسير و توجيه كنندگان هم مقدارى ضدّ و نقيض بان محتويات ضميمه نموده بعنوان تحليل گريهاى اجتماعى و سياسى و اقتصادى و با كمال بدبختى حتّى در شكل تحليل گريهاى فلسفى و علمى بشما تحويل خواهند داد آيا مى توان گفت : عقول چنين مردمى تحت مديريّت من معتدل انسانى در صحنه حاضر و مشغول فعّاليّت ميباشد امير المؤمنين عليه السّلام در آخرين جمله از عبارات مورد تفسير چنين مى فرمايد :
المبتلى بهم أمراؤهم .
( وسيلهء ابتلاى امرايشان . ) مسلَّم است كه اگر مديريّت و سياست امير المؤمنين عليه السّلام مطابق مبانى ماكياولى بود ، هرگز مبتلا به مشقّت و رنج از ناحيهء مردم پليد آن دوران نمى گشت ، بلكه بالعكس مردم مبتلا به مشقت و رنج از طرف آن حضرت مى گشتند . بلى ، اينست داستان غمانگيز بشريّت با ادّعاى پر طمطراق تكامل در مسير تاريخ : اگر حاكم يك جامعه ، انسان و انسان شناس و تكاپوگر در ايجاد « حيات معقول » براى مردم اجتماع باشد ، مبتلا به رنج و مشقّت و شكنجه از طرف مردم خواهد بود ، زيرا مردمى كه آماده براى حركت در مسير چنين حياتى نيستند ، همانند كه شاعر جامعه شناس ما گفته است :