ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٩٦ - توضيح و توصيفى در بارهء اخلاق كمالى
( ما خَلْقُكُمْ وَلا بَعْثُكُمْ إِلَّا كَنَفْسٍ واحِدَةٍ ) [١] ( و نيست آفرينش و برانگيخته شدن شما مگر مانند يك نفس . ) < شعر > بر مثال موجها اعدادشان در عدد آورده باشد بادشان نفس حيوانى سفال جامده است نفس انسانى كنفس واحده است < / شعر > كلمهء انسان در بيت دوم از دو بيت مثنوى مولوى و كلمهء مسافر در بيت شيخ محمود شبسترى و كلمهء نهال در ابيات ناصر خسرو قباديانى را نبايد بمعناى لغوى آنها منظور نمود ، بلكه مقصود از انسان در بيت مولوى كسى است كه با هويّت اصلى انسانى در اين دنيا زندگى ميكند و مى فهمد كه موجودى است معنىدار در جهانى معنى دار ، و انسانهاى معنى دار در جهان معنىدار هستند كه مى توانند در يك وحدت عالى مشترك باشند و همچنين مسافرانى كه از اصل خود آگاهند مى توانند وحدتى تشكيل بدهند .
همينطور براى درك و پذيرش اين كه همهء انسانها نهالهاى باغ خداوندى هستند ، بايد همهء آن نهالها در مجراى روييدن و به ثمر رسيدن در جاذبهء الهى باشند .
دلائل ضرورت محاسبهء اخلاق كمالى در حدّ معتدل روان « آن چنانكه بايد »
دلائل ضرورت محاسبهء اخلاق كمالى در حدّ معتدل روان « آن چنانكه بايد » دلايل براى ضرورت محاسبهء اخلاق كمالى در حدّ معتدل روان « آن چنانكه بايد » متعدّد است ، و ما بعضى از آنها را كه بنظر مى رسد از اهمّيّت فراوانى برخوردارند ، متذكَّر مى شويم :
دليل يكم
دليل يكم - شهادت تاريخ سرگذشت اقوام و ملل در روى زمين است كه مى گويد : در هر جامعه ايكه قطب نماى وجدان اخلاق كمالى از قضيّهء معروف « بخود بپسند آنچه را كه بر ديگران مى پسندى و بر ديگران مپسند آنچه را كه بخود نمى پسندى » گرفته تا وصول به بهجت معقول در جاذبهء كمال ، عالىتر و صحيحتر كار كرده است ، كشتى زندگى فردى و اجتماعى آن جامعه ، پهنهء درياى تاريخ خود را بدون اختلال در نور ديده است .
[١] لقمان آيهء ٢٨ .