ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٤ - ترجمهء سخن هفتاد و هفتم
سلطنت كسرى و خلافت غصب شده مبدل به قيصر گشت و اين تبهكاريها بعنوان جامعترين گمراهى و فسق محسوب نگشت تا اين كه معاصى و انحرافات ادامه پيدا كرد و معاويه حكم پيامبر را بدون پرده پوشى رد كرد و حكم او را بطور آشكار در بارهء تولد فرزند در فراش و حكم زناكار منكر شد ، با اين كه همهء امت اسلامى اتحاد نظر داشتند در اين كه سميه زن مشروع ابو سفيان نبوده و با او زنا كرده بود معاويه با اين پليدى از حكم فاسق بيرون رفته و در گروه كفار وارد شده است .
كشتن حجر بن عدى و خوراندن همهء ماليات كشور مصر به عمرو بن العاص و بيعت گرفتن از مردم به يزيد شهوتران و چپاول بيت المال و نصب واليان بر مبناى هوى و هوس و تعطيل حدود و كيفرها بجهت خويشاوندى و وساطت بازى ، همهء اينها انكار كردن احكام منصوص و قوانين مشهور و سنتهاى تعيين شده است كه تفاوتى با كفر به كتاب اللَّه و رد سنتى كه مانند كتاب مشهور است ندارد . سپس قضايايى كه فرزندش يزيد و واليان و يارانش ، مرتكب گشتند سپس جنگ مكه و بستن كعبه به تير با سنگها و مباح كردن قتل و غارت و تجاوز در مدينه و كشتن حسين بن على ( ع ) با اكثر افراد دودمانش كه چراغهائى در ظلمات بودند و بر پا دارندهء اسلام . . . » [١]
[١] - رساله اى از جاحظ در بارهء بنى اميه ص ٣ - ٦٥ .