ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١١ - احساس بيهودگى و پوچى در اين زندگانى يا ناشى از اختلالات روانى است و يا ناتوانى از درك حقايقى كه در مقابل ديدگان انسانى گسترده است
احساس بيهودگى و پوچى در اين زندگانى يا ناشى از اختلالات روانى است و يا ناتوانى از درك حقايقى كه در مقابل ديدگان انسانى گسترده است يك روان معتدل كه داراى قدرت مديريت حواس و نيروها و فعاليتهاى مغزى ميباشد ، همهء شئون عالم هستى را با نظم و قانونى كه دارند نمى تواند پوچ و بيهوده تلقى كند ، حلقههاى زنجيرى واقعيتها و قوانين بطورى پشت سر هم و كنار همديگر در حركت و جريانند كه حكم به بيهودگى يكى از آنها مانند حكم به نفى و انكار همهء واقعيتهاى هستى خواهد بود . راستى كسانى كه در صافترين و نابترين حالات روانى نغمههاى درونى خود را مى شنوند كه جدى بودن هستى و زندگى را مى نوازند ، چگونه آنها را ناشنيده مى گيرند و چه پاسخى براى سؤال عقلى و وجدانى خود كه مى گويند :
< شعر > كار من و تو بدين درازى كوتاه كنم كه نيست بازى < / شعر > آماده كردهاند چرا اين گونه مردم توجه نمى كنند به اين گونه براى رسيدن به بيهودگى و اعتقاد به پوچى ، از آن واقعيات بهره مى گيرند كه اگر همان واقعيات را بدون غرض و آلودگىهاى مغزى مورد توجه قرار بدهند ، حكمت و هدف بزرگ زندگى خود و جهان هستى را خواهند يافت توضيح اين مطلب چنين است كه : عامل احساس بيهودگى و بى هدفى كه به برخى از اشخاص رخ مى دهد ، بر دو نوع عمده تقسيم مى گردد : نوع يكم - احساسات زودگذرى كه ناشى از شكست خواستهها و آرمانهاى مشخص است . اين عامل غالبا در اشخاصى به وجود مى آيد كه در گرايش و انجذاب به آرمانهاى زندگى حيات و شخصيت خود ، چنان افراط ميكنند كه حيات و شخصيت خود را وابسته بآن آرمانها تلقى ميكنند ، بديهى است كه در صورت محروميت و از دست دادن آن آرمانها ، حيات و شخصيت آنان نيز كه وابسته به آنها است ، بى معنى و پوچ و بيهوده تلقى مى شود . و اگر در موقعيت ديگرى