الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٢٣٣ - احتجاج امام هادى ع بر فقهاء در مقدار مال كثير از آية
فرمود .
در آن حال يحيى بن أكثم گفت : يا أمير المؤمنين در اقامت حدود و ترك آن هدم ايمان اين نصرانى نادانست .
و بعضى از فقها گفتند : كه سه حدّ بر نصرانى در شريعت نبىّ العدنان لازم است .
و بعضى از فقها گفتند : يا نصرانى چنين و چنين بايد كرد .
چون متوكَّل ديد كه اختلاف در ميان أهل ملَّت در اقامت حدّ نصرانى به هم رسيد و هر كسى چيزى ميگويد : متوكَّل بدبير خود أمر نمود كه در آن باب كتاب بخدمت أبى الحسن علىّ النّقى عليه السّلام قلمى نمايد و از آنچه در شرع نبىّ الهاشمىّ بر آن نصرانى زانى از حدّ شرعى كه لازم باشد استعلام فرمايد بعد از آنكه كتاب متوكَّل بآن ولىّ عزّ و جلّ رسيد آن حضرت عليه السّلام فرمود كه آنقدر بر نصرانى زانى زنند كه بميرد .
چون يحيى أكثم و باقى فقها مدّعيان علم اين فتوى از آن امام الأنام عليه السّلام شنيدند منكر قول آن امام الاكرم الأعلم گشته گفتند :
يا أمير المؤمنين از أبى الحسن علىّ بن محمّد التّقى عليه السّلام از حقيقت اين حدّ سؤال و استعلام نمايد كه اين حكم او خلاف حقّ است و مطابق كتاب ايزد خالق و موافق سنّت رسول صادق نيست .
متوكَّل حسب الاستدعاء فقها بخدمت آن امام البرايا باين مضمون تحرير و انشاء نمود كه : يا أبا الحسن عليه السّلام فقهاء مسلمين منكر فتواى چنيناند و ميگويند كه أصلا آيه در كتاب ربّ العالمين ناطق بر اين نيست و در شرع سيّد المرسلين صلَّى الله عليه و آله و سلَّم حكم چنين نيامده شما از كجا بر آن نصرانى