الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٨٩ - ذكر بيان احتجاج حضرت امام الأتقياء أبى الحسن الرّضا سلام الله تعالى بر جميع برايا در بيان آنچه متعلَّق است به امامت
الحسن الرّضا عليه السّلام گرديد و گفت : قوم در دولتخانهء شما حاضرند ، و طلب اذن دخول از شما مينمايند كه ما شيعهء أمير المؤمنين على عليه السّلام و از پيروان ايشانيم .
آن حضرت فرمود كه : ما مشغوليم ايشان را بگردانيد .
پس آن جماعت را بگردانيد .
همچنان هر روز مردمان بآستان رفيع الشّأن آن امام الانس و الجانّ آمده طلب اذن دخول بشرف خدمت آن بضعة الرّسول ( ص ) مينمودند و به غير تحصيل مقصود و مأمول بواسطهء عدم رخصت دخول محزون و ملول مراجعه و معاودت مىنمودند تا آنكه مدّت دو ماه على الاتّصال حال آن رجال بدين منوال منقضى شد و آن جماعت مأيوس از ادراك تقبيل عتبه والا و جناب معلَّا آن امام الأتقياء گشتند و پيغام بآن ولىّ ايزد علَّام فرستادند كه ما شيعهء پدر تو علىّ ابن أبى طالب عليه السّلام از منازل بعيده بآرزوى ملاقات شما باين شهر آمديم و الحال دو ماه متوالى الأيّام و اللَّيالي منصرف و منقضى شد كه هر روز بآرزوى ادراك ملازمت سامى گرامى بآستان ملايك پاسبان آمده و محروم و مأيوس مراجعت مينمائيم .
الحال كار بجائى رسيد كه دشمنان بما شماتت مينمايند از آنكه شما در حجاب از مائيد و ما با كمال حزن و اضطراب از آستان خورشيد احتجاب شما معاودت بمنزل و مآب مىنمائيم اگر اين كرّت ما محرومان را ادراك ملاقات ذات فايض البركات آن امام البريّات ميسّر نگردد همان كه از آستان ايشان مراجعه بمحلّ و مقام نمائيم از خجالت كه بما رسيد و عجزى كه از تحمّل غصص ألم - مهاجرت آن حضرت بما ملحق گرديد بوسيلهء شماتت أعدا و قلَّت احسان و عنايت