الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٨٦ - ذكر بيان احتجاج حضرت امام الأتقياء أبى الحسن الرّضا سلام الله تعالى بر جميع برايا در بيان آنچه متعلَّق است به امامت
كسى كه بيعتش فلته بود و كسى كه مرتكب مثل فعل او گردد واجب القتل داند چگونه قبول عهد او بسوى غير او رسد و اين صورت و صفت بود . و بعد از آن بر منبر گويد كه : أنّ لى شيطانا يعتريني فاذا مال بى فقوّمونى و اذا أخطأت فأرشدونى .
معنى اين كلام آنست كه بدرستى اى دوستان مرا شيطانيست كه در پى اغوا و اعتراى منست پس هر گاه مرا ميل دهد بأمر خلاف شرع كه وسيلهء كجى دين و اعوجاج در ملَّت سيّد المرسلين است بايد كه شما ما را راست گردانيد و در اعوجاج مگذاريد و هر گاه خطا از من ظاهر و هويدا گردد مرا ارشاد و هدايت كنيد .
جمعى را كه قول ايشان اين و كلام بىسرانجام آن طايفه چنين باشد البتّه آن جماعت أئمّه نيستند اگر صادق باشند و اگر كاذب پس آنچه در نزد يحيى در اين باب بود نيايد .
مأمون از كلام صدق التيام آن ولىّ بيچون بغايت متعجّب بلكه محزون گرديد و گفت : يا أبا الحسن الرّضا عليه السّلام اليوم در روى زمين كسى نيست كه اين كلام را نيكوتر از شما داند ، بلكه هيچ أحدى بغير از شما اين مقدّمه را نميداند .
و نيز از حضرت امام الأتقياء أبى الحسن الرّضا عليه السّلام منقول و مروى است كه فاضلترين چيزى كه عالم از علماى محبّان و متواليان ما بعد از معرفت ربّ العزّت براى ذخيرهء آخرت مقدّم بر جميع عمل و طاعت ميدارند امام ايشان است تا آنكه فقر و فاقت و ذلَّت و مسكنت او در آخرت مرتفع گردد اگر آن عالم در اين عالم باستغاثه مسكين محتاج از محبّان و مواليان ما رسد و او را از دست