الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ١٥٢ - احتجاج امام على بن موسى الرضا ع بر مأمون خليفه عباسى
گشتند و طريق حقّ برداشتند و گروهى بهمان آئين كه سابقا داشتند بر عبادة آلههء متعدّده ثابت قدم و راسخ دم بوده دست از آن شيوهء نامرضيّه بر نداشتند و ميگفتند كه اين در ملَّت آخرت پسنديده نيست .
پس چون عزّ و جلّ براى حضرت خاتم الرّسل مكَّه را مفتوح گردانيد ايزد أكبر كريمهء * ( إِنَّا فَتَحْنا لَكَ فَتْحاً مُبِيناً لِيَغْفِرَ لَكَ الله ما تَقَدَّمَ مِنْ ذَنْبِكَ وَما تَأَخَّرَ ) * بر آن حضرت منزل فرمود .
يعنى : يا محمّد گناه تو كه باعتقاد مشركان بواسطهء دعوت آن كافران به يگانگى خداى عزّ و جلّ ثابت و حاصل است از ما تقدّم و تأخّر يكسر معفوّ است و مغفور و ما تأخّر بواسطهء آن مذكور و عيان است كه مشركان مكَّه بعضى مسلمان گشتند و بعضى بعد از فتح مكَّه از آن محلّ بيرون رفته ليكن بر همان شرك و عصيان بودند و جمعى از ايشان كه در مكَّه باقى و پنهان بودند آن طايفه قادر بر انكار توحيد در هنگام كه مردمان ايشان را بر آن دعوت مينمودند نبودند .
پس گناه آن رسول ايزد تعالى و تقدّس معفوّ و مغفور است به واسطهء آنكه توحيد و يگانگى قادر مجيد بر آن طايفه بيّن و ظاهر گرديد .
مأمون گفت : لله درّك .
يا أبا الحسن مرا خبر ده از قول خداى عزّ و جلّ : * ( عَفَا الله عَنْكَ لِمَ أَذِنْتَ لَهُمْ ) * .
أبى الحسن الرّضا عليه الصّلوة و السّلام فرمود كه : نزول اين آيه از بابت إيّاك أعنى و اسمعى يا جاره است .
يعنى : من ترا ميگويم و يا همسايه تو بشنو حضرت مالك الرّقاب مستطاب بحضرت نبىّ الرّحمه فرمود و ليكن ارادهء امّت آن حضرت نمود .