الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٧٠ - احتجاج امام على بن موسى الرضا ع بر أبى قرة صاحب شبرمه در توحيد و كلام خدا
و در محلّ ديگر : و * ( هُوَ الَّذِي خَلَقَ لَكُمْ ما فِي الأَرْضِ جَمِيعاً ثُمَّ اسْتَوى إِلَى السَّماءِ فَسَوَّاهُنَّ سَبْعَ سَماواتٍ ) * .
و در جاى ديگر : و * ( إِنَّ رَبَّكُمُ الله الَّذِي خَلَقَ السَّماواتِ وَالأَرْضَ فِي سِتَّةِ أَيَّامٍ ثُمَّ اسْتَوى عَلَى الْعَرْشِ ) * بدرستى كه ذات او بود و هيچ خلق نبود و او همچنان كه هست بود . يعنى عالم و خالق و رازق بود و أصلا خلق نبود حضرت عزّ و جلّ با خلايق كه منتقل از حال بحال ديگر گردند نبود تا از حال بحال ديگر منتقل گردد زيرا كه اين صفت محدث و محتاج است و حقتعالى لا يزال مستغنى از حدوث و زوال است .
أبو قرّه گفت : يا أبا الحسن الرّضا عليه السّلام شما چرا در هنگام دعا دستهاى خود بسوى آسمانها برميداريد نه بقول شما واجب تبارك و تعالى در جميع مكان و مأوى حاضر و پيدا است پس رفع ايادى در وقت دعا بسوى سماء چرا ؟
أبو الحسن الرّضا عليه السّلام فرمود كه : حضرت معبود طلب عبادت و بندگى و طاعت و سرافكندگى از بندگان خود بچند نوع نمود و واجب الوجود را مفازع و مستعيذ يعنى محلّ فزع و عبادت براى ربّ العزّت بسيار است ، پس ذات أقدس او طلب بندگى و طاعت از بندگان خود بقول و فعل و علم و عمل و توجّه بندگى او در بعضى مكان و محلّ نمود چنانچه طلب عبادت بتوجّه نماز و بندگى ايزد بىنياز بسوى كعبه بيت الله الحرام نمود و أمر بقامت أفعال و مناسك حجّ و عمره بتوجّه بسوى كعبهء مقدّسه فرمود همان قادر سبحانه تعالى طلب عبادت در وقت دعا و طلب حاجات و بدعاء بتضرّع و ابتهال بسط ايادى و رفع آن بسوى سماء نمود بر حال استكانت و علامت تذلَّل از براى عزّ و جلّ و عبوديّت چون اين نوع بندگى در نزد ايزد مهيمن نيكو و مستحسن بود أمر بآن نمود .