الاحتجاج - ترجمه غفاری - الطبرسي، أبو منصور - الصفحة ٥٥ - احتجاج امام على بن موسى الرضا ع بر سليمان مروزى در مسائلى چند
چون كلام باين مقام و محلّ رسانيد منقطع و ساكت گرديد .
بعد از آن امام الانس و الجانّ أبى الحسن الرّضا عليه سلام الملك - المنّان گفت : من يا سليمان اراده دارم كه از تو سؤال مسأله نمايم .
سليمان گفت : جعلت فداك ، فداى تو گردم سؤال كن .
حضرت امام عليه السّلام فرمود كه : يا سليمان خبر ده مرا كه تو و أصحاب تو كه با ساير مردمان سخنان و تكلَّم مينمائيد آيا تكلَّم بچيزى كه مىدانيد و ميشناسيد ميفرمائيد يا تكلَّم بساير النّاس بچيزى كه عارف و عالم بحقيقت آن نيستيد بيان مينمائيد ؟
سليمان گفت : بلكه مردم سخن و تكلَّم نمىنمايند مگر بآنچه عارف و عالم بآن باشند .
حضرت امام الثّقلين أبى الحسن الرّضا عليه السّلام فرمود كه : يا سليمان پس اينكه مردمان ميگويند كه مريد غير اراده است بلكه مريد پيش از اراده است .
يعنى : اطلاق لفظ مريد بر آنكه هنوز ارادهء هيچ چيز ننموده باشد روا است و فاعل قبل از فعل است اين مبطل قول شما است از آنچه ميگوئيد كه نزد أهل هوش و تميز اراده و مريد يك چيز است زيرا كه مريد كسى را گويند كه ارادهء چيزى نمايد و تا اراده نكند مريد نباشد .
سليمان گفت : جعلت فداك اين نه از آن بابت است كه مردمان عارف و عالم بآن باشند و بسهل و آسان مطَّلع و مخبر بحقايق آن توانند شد .
حضرت امام الأتقياء أبى الحسن الرّضا عليه السّلام فرمود كه : من شما را بنمايم و بشناسانم كه شما دعوى علم بحقيقت اينها بدون فقاهت و معرفت